شبی سرد بود

هفت اکتبر سال هزار و نهصد و پنجاه و یک
شبی سرد، تاریک و بیابانی بود.
ما سی نفر بودیم،
یک چاقو هم نمی‌توانست لب‌هایمان را از هم جدا کند.
آن‌گاه تو را دیدیم
از واگن
مست خرامان
همه سیگارهایمان را برداشتیم،
روشن کردیم
و آوازهای محلی خواندیم.

شعر از ایلهان برک، ترجمه‌ی محسن عمادی

۱ هفت اکتبر سال ۱۹۵۱ شبی سرد، تاریک و بیابانی بود. هیچ‌کس نمی‌توانست حرف بزند. زبان در آن سرمای محض لال شده‌بود. همه‌ی کنش‌های انسانی ناممکن می‌نمود. امکانی برای تعبیر وجود نداشت تا معنایی از جنس مفاهیم فراهم آورد. وزن واقعیت، قدرت زبان را معطل کرده بود. معنا، غایب بود.
۲ شبی سرد بود، در لحظه‌ی مشخصی از تاریخ. حرفی از آرزوی همدلی در میان نبود. صوفیان فاعلان را می‌کشند تا فعل را نجات دهند. عاشق و معشوق باید در فعل عشق بمیرند و اتحاد نهایی، یگانگی فاعلان با فعل است. صوفیه، فردیت را به اضمحلال می‌کشاند در سلوک مشخصی از مراقبه و تمرکز. قصه‌ای باقی می‌ماند و فردیت‌ها در اراده‌ی قصه ویران می‌شوند و تنها، داستان، تا پایانی افشا نشده ادامه می‌یابد. در هفت اکتبر سال ۱۹۵۱، سی‌نفر، در داستان یگانه‌ساز سرمای محض، نشسته‌اند. شعر، طریقت صوفیه را ویران می‌کند تا راهی شاعرانه پیشنهاد کند.
۳ تاریخ یک قصه‌است. ۷ اکتبر سال ۱۹۵۱ وجود ندارد. حال نامتناهی شعر است. همه‌ی چیز همین دم است. خاطره را اینجا کاری نیست. خاطره در ۷ اکتبر سال ۱۹۵۱ خاموش است. معنا و امنیت نمی‌تواند از گذشته فراز آید. حال نامتنهاهی اما، آن را از واگن پیشکش می‌کند، مست خرامان. سی نفر و یک تو. یک توی افشا نشده، مست خرامان. تو، مستانه آگاهی را معلق می‌کنی. تو، انگار جسمیت شعر، رازی را که زندگی می‌کنی، فاش نمی‌کنی.
۴ آن‌ها سیگارهایشان را روشن می‌کنند. رودرو با همه‌ی گذشته‌ی انسانیت که زبان نخستین ماست. در پس‌زمینه‌ی همسرایی بی‌پایانی که ترانه‌های عامیانه‌اند. شعر، تاریخ را در ۷ اکتبر سال ۱۹۵۱ شکست داد.


    اون چيه كه شبه تاريك، سرد

 
 
اون چيه كه شبه تاريك، سرد و بياباني رو انقدر گرم ميكنه؟
اون چيه كه انقدر اسرارآميزه؟
بعد از اينكه كلي به شعر و شرحش نگاه كردم به اين نتيجه ي سريع و ساده رسيدم كه همچين رازي هيچ وقت وجود نداشته.
ولي يه وقتايي يه نور كوچولو درست اندازه نور سر سيگار توي تاريكي شب مي درخشه و ممكن تو كه توي شبه تاريك و سرد و بياباني گير كردي يه عالمه اميد پيدا كني.
فقط كافيه درست نگاه كنيم...

ارسال نظر جدید

محتوای این فیلد خصوصی است و به صورت عمومی نشان داده نخواهد شد.
  • ادرس های صفحه وب و نشانی های پست الکترونیک به طور خودکار به لینک تبدیل می شوند.
  • Allowed HTML tags: <a> <em> <strong> <cite> <code> <ul> <ol> <li> <dl> <dt> <dd>
  • خطوط و پاراگراف ها به طور خودکار تجزیه می شوند.

لطلاعات بیشتر درباره گزینه های قالب بندی