"گونار اکلوف" tag

گونار اکلوف | پادکست یک دفتر، شبِ نخست

 

 

سال‌ها پیش، خیالات رمانتیکم مرا به لحظاتی می‌برد …

انگار که دریا | گونار اکلوف

 

چنان که دریا تعقیب‌ام کرده باشد و
بازوانش را…

تاریکی هزار چشم | گونار اکلوف

 

در تاریکی
چشم‌ها بر من می‌خمند
ظلمت یک هزار …

ناپیدایی‌ | گونار اکلوف

 

در پاییز یا در بهار
چه فرقی می‌کند؟
در …

از دستانت | گونار اکلوف

همچون زنانی که برمی‌گردند
کوزه‌ به سر، کوزه به دوش…

آگهی مرگ | گونار اکلوف

آگهی من
در روز عزای من:
بگذار به‌خواب رویم
هر …

شراب نگاهت | گونار اکلوف

 

چشمانت شعله‌ورند
از شراب سرخ:
چگونه بنشانم این شعله‌ها …

غیاب | گونار اکلوف

 

نه آفتاب بود، نه ماه
و نه ستاره
که …

بس است! | گونار اکلوف

 

تا کی، بیدارم می‌داری ای فرشته
بدین افکار؟
چند …

حیرانی | گونار اکلوف

 

حیران مباش، حیران مباش
از تصویری که می‌بینی:
از …

دشوار و ناممکن | گونار اکلوف

 

رنج دشوار است و
رنج بی عشق دشوار و…

با مرگ | گونار اکلوف

 

میلاد ساده است
خودت می‌شوی.
مرگ ساده است:
دیگر …

خاطرات من | گونار اکلوف

 

به ضمیرم می‌خوانم‌ات
از گور فرا می‌خوانم‌ات!
یک‌روز زدودی …

کاری‌‌ترین زخم‌ | گونار اکلوف

 

گلوله‌ای قالب ریخته‌ام برایت
تا به تو در قلب‌ام …

جراح | گونار اکلوف

 

عشق یک جراح است
می‌تواند جسمت را چون چاقوی …

ما و پرندگان

 

نه، وقتی آن‌ها با هم حرف می‌زنند
روح‌ها فرقی …

Persian Anthology of World Poetry © 2017 تمام حقوق محفوظ است.

تمام حقوق برای خانه‌ی شاعران جهان و مترجمان سایت محفوظ است.