قالب وردپرس درنا توس
خانه / بایگانی نویسنده و مترجم: آنتونیو گاموندا (صفحه 2)

بایگانی نویسنده و مترجم: آنتونیو گاموندا

صدای گریه‌ات را می‌شنوم | آنتونیو گاموندا

صدای گریه‌ات را می‌شنوم. بالا می‌روم تا اتاق‌هایی که سایه بر دیوارهای بی‌حرکت سنگینی می‌کند، ولی تو آن‌جا نیستی: تنها ملافه‌ها هستند که می‌پیچند به دور رویاهای تو. دیگر همه‌چیز نامشهود است در من؟ هنوز نه. فراتر از سکوت دیگربار صدای گریه‌ات را می‌شنوم.

ادامه‌ی مطلب

تو همان برفی | آنتونیو گاموندا

برف را می‌بینی آمیخته به برگ‌های بو. در چشم‌هایت سفیدی و سایه را نگه می‌داری، سکوت پرندگان را نظاره می‌کنی. می‌دانم که پرندگان گریخته‌اند می‌دانم که باز نخواهند گشت می‌دانم که تو ورای محدودیت‌های من وجود داری. که تو همان برفی.

ادامه‌ی مطلب

وضوح تو | آنتونیو گاموندا

بالای برکه کبوتران، به گرد سرت می‌گردند وقتی بال‌هاشان به گیسوان تو می‌خورد خم می‌شوم و وضوح‌ات را در آب تماشا می‌کنم. من در وضوح توام و خود را باز نمی‌شناسم: کبوتری هستم تاجدار در دلِ آب. در تو.

ادامه‌ی مطلب

نگاهم کن! | آنتونیو گاموندا

رویا می‌بینی. می‌ترسی از هرآن‌چه نیست و در با‌غ‌های سیاه صدای غرش می‌شنوی. من هم می‌ترسم از چهره‌ی خویش که نامرئی می‌شود. دست از رویا بردار یا لااقل چهره‌هایی را رویا ببین که بیرونِ تواند: نگاهم کن!

ادامه‌ی مطلب

نمی یابمت به رویا | آنتونیو گاموندا

نه مویه‌ی پرندگان است بالای سایه‌ها، نه رعشه‌‌ی گوگرد در خموشی طوفان. نه جیوه است در رگان من و نه تراکم تابستان در دلم. هیچ کس نیست: چهره‌ات ترک گفت رویاهای مرا و نمی‌یابمت زیر پلک‌های خویش.

ادامه‌ی مطلب