"کنستانتین کاوافی" tag

او سوگند می‌خورد

هر از چند گاه او سوگند می‌خورد زندگی بهتری بیاغازد…

در استماع عشق

در استماع عشقی بزرگ، پاسخی بده، تکانی بخور
مثل آدمی‌جمال …

خاکستری

وقتِ نگاه به شیشۀ ماتِ نیمه خاکستری
به یاد آوردم …

احضار سایه‌ها

یک شمع بس است. نور لطیفش
دلچسب‌تر است، دلنشین‌تر است…

آنا کومنینا

در پیش در آمدِ «اَلِکسیاد»ش
«آنا کومنینا» سوگواری می‌کند بر …

دریای صبحگاهی

بگذار اینجا توقف کنم. بگذار من هم کمی طبیعت را …

من به هنر در آورده ام

به وهم می نشینم.

من به هنر در آورده ام …

تروایی ها

تلاش های ما از آن مردان محکوم به شکست است؛…

آفتاب بعد از ظهر

این اتاق، چه خوب می شناسمش

اکنون با اتاق بغلش، اجاره …

در همان فضا

ترکیب خانه ها، کافه ها، محله

که این سال ها …

یکنواختی

روز یکنواختی در پی روزی دیگر

به همان یکنواختی. همان …

برای آمونیس که در سال ششصد و ده در بیست و نه سالگی مرد

رافائل، از تو خواسته اند چند بیتی بنویسی

برای سنگ …

پیش از آنکه زمان تغییرشان دهد

غرق غم بودند به هنگام جدایی.

آن چیزی نبود که …

از ساعت نه

دوازده و نیم. زمان به چه سرعتی گذشت

از ساعت …

صداها

صداهایی که می خواستیمشان، دوست داشتیمشان،

از آن کسانی که …

به یاد آر، بدن

 

بدن، به یاد آر نه تنها چه اندازه با …

چلچراغ

 

در اتاقی – خالی، کوچک، فقط یک چاردیواری

– …

چیزهایی که به پایان رسیدند

غرق هراس و بد گمانی،

با ذهنی ملتهب، چشمانی مضطرب،…

شمع ها

روزهایی که خواهد آمد، در برابرمان می ایستد،

 چون ردیفی …

پیرمرد

در انتهای پر سر و صدای کافه، سرش خم شده…

شهر

گفتی: " به کشوری دیگر می روم، به ساحلی دیگر.…

ایتاکا

چون قدم می نهی در راه ایتاکا

امید می بندی که سفرت دراز …

برگرد

بارها برگرد و تصاحبم کن،

 حس آنکه عاشقم، بارها برگرد …

پنهانی ها

از آنچه کرده ام و از آنچه گفته ام

مگذارید …

دیوارها

بی هیچ ملاحظه ای، هیچ تاسفی، هیچ شرمی،

دیوارهایی به …

پنجره ها

در این اتاق های تاریک، که می گذرانم

روزهای خفقان …

Persian Anthology of World Poetry © 2017 تمام حقوق محفوظ است.

تمام حقوق برای خانه‌ی شاعران جهان و مترجمان سایت محفوظ است.