"ژان فولان" tag

کلمات

بر این زمین غریب
کلماتی می‌یابد
که فقط برای او …

جغد

می‌گویند که جغد
روغن چراغ‌های محراب را می‌نوشد
در کلیساهای …

مصیبت‌ها

شبی پای برهنه را
بر میخی گذاشتن
از شاخه‌ها افتادن…

وقت استراحت

پر از برگ‌های شمشاد است
اطراف توده‌ی یخ.
شیرهای درنده …

چهارراه‌ها

خورشید سفید باغ‌ها
خلاء‌ها را گرم می‌کند
بلند و پر، …

محوطه‌ی محصور

در محوطه‌ی محصور تنهاست
با اسباب‌بازی
فنر خسته را می‌زند…

کینه در تابستان

پرنده‌ای به منقار، پرهایش را می‌آراید
بر آتش
صدای برشته …

جزیره

بر آبگیر قصر
جزیره‌ای‌ست
که قوهای پیر آنجا جمع می‌شوند…

مدرسه و طبیعت

پاک نشده روی تخته سیاه
در کلاس دهکده‌ای
رد دایره‌ای…

نقشه‌ی آسیا

از پنجره‌ی کلاس
نقشه‌ی آسیا پیدا بود
سیبری به قدر …

صدا

بچه‌ها دست هم را گرفته بودند
فقط بزرگترینشان حرف می‌زد…

خیال اکتبر

دوست داریم
این شراب عالی را
که تنهایی می‌نوشیم
شب …

برادری‌ها

وقتی که دزد ماشین
دزد اسب را ملاقات می‏کند
آهسته …

گوش سپردن

چیزی هست که قوت قلب می‌دهد
و در قلب اشیاء …

ترازوها

مرغ پوست کنده را
که وزن می‌کردند
صدای تقاضاها بود…

صید خواب

خواب!
سرانجام روباه لاغر و دلقک پیر را می‌گیری
با …

تکلیف

بازیافتن زنجیر طلا
در قرنطینه
موبه‌مو به خاطر سپردن
کلبه‌های …

آخرین بارقه

آخرین بارقه از کوره‌‌ی آهنگری برمی‌‌شود
اشیاء، در عیش عظیم …

مشقات

از کارخانه‌ها، که مشقات در آنها موج می‌زند
کارگرانی بیرون …

پناهگاه

تاریخ مصرف می‏شود
تا دیوارها فرو بریزند و
خورشیدی نوشین …

متافیزیک

به چشم برهم زدنی در کلبه پیدا شد
پیشاپیش پستان‌های …

رفاقت

با قدم‌های بلندش، مثل همیشه مغرور
در پایتخت کشوری بیگانه…

دام زمان

شب همان است و
خانه همان
به خود گفت و …

رفتارها

از وقتی به دنیا آمده
رفتارهای مردی که امروز هست …

کودک و طبل

بر طبل می‏کوبد
در جنگلی سبز
به صبر
کودک محتضر…

شهوت

مردان
خاطره‏ی قهوه‏ی بد طعمی که یک شب
با فریب …

نیایش

حالی، دختران موطلایی که از بیشه می‌ﺁیند
روزی خواهند مرد…

ترانه‌ی زن نانوا

نانوا را قلبم می‌شناسد
تنش مثل یک مرمر عتیقه
تنها …

اشیاء

پارچه‌های خاکستری و سیاه
فولاد آبی
بذرهای حنایی
و چیزهای …

Persian Anthology of World Poetry © 2017 تمام حقوق محفوظ است.

تمام حقوق برای خانه‌ی شاعران جهان و مترجمان سایت محفوظ است.