قالب وردپرس درنا توس
خانه / بایگانی نویسنده و مترجم: پل ورلن

بایگانی نویسنده و مترجم: پل ورلن

دلهُره | پُل ورلن

طبیعت! هیچ از تو مرا متأثر نمی‌کند، نه دشت‌های بارورت، نه آواز گلگون شبانان سیسلی. نه شکوه سپیده دمانت، نه طمطراق شِکوه آمیز غروبگاهان. من می‌خندم به هنر، به انسان، به ترانه، به شعر، به معابد یونان، به برج‌های مارپیچ و کلیساهایی که در خلأ قد بر‌افراشته‌اند، و بد و خوب در نظرم یکی ست. من ملحدم، بی‌باوری خدانشناس، رویگردان از هر فکری، و درباره‌ی عشق، آن مزاح کهنه، بهتر است که دیگر هیچ نگویم. از مرگ هراسان و به‌ستوه …

ادامه‌ی مطلب

پیانو


در عصرگاهی آمیخته از صورتی و خاکستری،

می‌درخشد پیانویی،
بوسه می‌زند
بر دستی ظریف،
و آوایی بسیار سبک چونان پر،
بسیار قدیمی، آرام و دلفریب،
می‌گردد و می‌چرخد
هراسان و رازآلود،
در اتاقی که مدتها
عطرآگین ِ بوی « او» بود.
 
این چیست؟
مگر گاهواره‌ای ناگاه،
که می‌پرورد به نوازش،
آهسته آهسته
هستی تهی دست مرا؟
چه می‌خواستی از من،
ترانهء دلفریب ِ بازیگوش؟
چه می‌خواستی،
مقطع ترجیع بند مردد!
که همین زودیها
کنار پنجره‌ای نیم‌گشوده بر باغچه‌ای کوچک،
جان می‌سپارد.

 

ادامه‌ی مطلب