قالب وردپرس درنا توس
خانه / بایگانی نویسنده و مترجم: هرمان هسه

بایگانی نویسنده و مترجم: هرمان هسه

هرمان هسه | شب ها روی دریا

    شب ها که دریا گهواره ام می شود و سوسوی ستاره های رنگ پریده رویِ موج های عریض اش استراحت می کند آن زمان خودم را از همه کارها و عشق ها رها می کنم آرام می شوم و تنها نفس می کشم دریایی تکانم می دهد که سرد و ساکت در دل هزاران چراغ آسمان دراز کشیده به دوستانم فکر می کنم نگاهم را به نگاهشان می دوزم بی صدا و تنها از تک تکشان می پرسم: …

ادامه‌ی مطلب

در مه

غریب است سرگردانی در مه! آنجا که تنهاست هرسنگ و بوته‌ای، و هیچ درختی درخت دیگر را نمی‌بیند. همه تنهایند. پر از دوست بود دنیا برایم، آنوقت که زندگی‌ام نور بود. اینک که مه فرو می‌افتد. دیگر کسی قبل رویت نیست. راستی که هیچکس عاقل نمی‌شود، مگر اینکه تاریکی را بشناسد، که خاموش و گریز ناپذیر، از همه جدا می‌کند او را. غریب است در مه سرگردان شدن! زندگی تنها بودن است. هیچ کس چیز دیگری نمی‌شناسد. همه تنهایند.  

ادامه‌ی مطلب

بی تو


بالشم در شب خیره به من می‌نگرد
سرد و تهی، چونان سنگ قبری
هرگز نیندیشیدم که تنهایی تا چسان تلخ است
آن هنگام که نتوان بر گیسوانت آرمید.

در خانه‌ای خاموش ، میان تاریکی آرمیده‌ام
دستانم را آرام در تقلای دستانت می گشایم
و لبان سوزانم را بر لبانت می‌فشارم
 و خویش را می‌بوسم ، درمانده و بی رمق

ناگهان چشم می‌گشایم
 و خویش را در میان شبی سرد که آرام فراخ می‌گردد می‌یابم
ستاره ای از پنجره تابناک تر از همیشه می‌درخشد
کجاست گیسوان طلایی‌ات
کجاست دهان شیرینت؟

اینک در هر لذتی، دردی
و در هر جرعه شرابی ،شرنگی را سر می‌کشم
هرگز ندانستم که تنهایی تا چسان تلخ است
تنها ماندن، بی حضور تو

ادامه‌ی مطلب