قالب وردپرس درنا توس
خانه / بایگانی نویسنده و مترجم: نونو ژودیس

بایگانی نویسنده و مترجم: نونو ژودیس

هیچگاهستان | نونو ژودیس

اگر به هیچگاهستان می‌رفتم، می‌داشتم هر چیزی را که در بستر هیچ می‌خواستم: رؤیاهایی که هیچ‌کس نداشت آن هنگام که صبح خورشید سر می‌زد؛ دختری که می‌خواند در بستری از گل‌های شادان؛ آبی که مزه‌ی شراب می‌داد در کام هر مستی. بی‌اجبار به رکاب‌زدن، دوچرخه‌ام را می‌راندم سوی پایین خیابانی از ابرها. و وقتی به آسمان می‌رسیدم، گام می‌گذاشتم روی ستارگانی که فتاده بودند بر زمین مه‌آلود. هیچگاهستان جایی بود که هیچ‌وقت نمی‌توانستم بدان برسم اگر به سوی هیچگاهستان می‌رفتم. …

ادامه‌ی مطلب

دستور ساخت رنگ آبی | نونو ژودیس

اگر می‌خواهید رنگ آبی بسازید قطعه‌ای از آسمان بر دارید و در دیگچه بیندازید به آن بزرگی که روی شعله‌ی افق را بپوشاند. درونِ آبی، کمی از سرخیِ صبحِ سحر را هم زنید تا حل شود. همه چیز را بریزید درونِ کاسه‌ای برنجی که خوب شسته شده باشد تا تمام ناخالصی‌های بعد‌از‌ظهر را زائل کند. عاقبت، تکه‌های طلا را غربال کنید از ماسه‌ی نیمروز، تا رنگ ته کاسه بچسبد. برای جلوگیری از جدا شدن رنگ‌ها از زمان، هسته‌ی سوخته‌ی هلو …

ادامه‌ی مطلب

اولیس | نونو ژودیس

و چنین است که می‌رسم به این کرانه‌ که تنها مردگان در انتظار من‌اند از لابلای درختان نگاهم می‌کنند برگ‌های خشک دستانِ پیش آمده‌ی آنهاست می‌نشینم بر سنگ رودخانه و گوش می‌سپارم به گلایه‌هایشان می‌گویم: «هیچ چیز نمی‌تواند آرامتان کند.» و گریه‌هاشان جاری می‌شود با آب، در پژواک جریان رود چرا زورق بازگشت تأخیر کرده‌است؟ چه باید کرد اینجا در این کرانه‌ که مردگان همراه من‌اند؟ افق خالی‌ست. تنها ابری سرگردان فرامی‌خواندَم با نشانی سفید چنان که انگار می‌توان سوار …

ادامه‌ی مطلب