"نفیسه نواب‌پور" tag

عشق است آن | سورن کیرکگارد

چیست که بر می‌برد انسان را
تا شگفتی خلق‌کردن و…

آخرین خنیاگر

ویلیام استنلی مروین، شاعر بزرگ آمریکایی، سی‏ام سپتامبر ۱۹۲۷ در …

پیش تو می‌مانم

بر هر چهره‌ای
سایه‌ی مژگان را می‌جویم.
تو را در …

چشمه‌ی شب

زیبای من
سیاه اگر چشم تو باشد
سرم که بر …

فقط ترجمه می‌کنم

من فقط ترجمه می‌کنم
حتی وقتی که شعر بنویسم.
کاملن …

هبوط

طلا می‌ریزد از شاخه‌های روشن گندم.
جا به جا، شقایق‌های …

بانو

حریص، عطر تنت را می‌نوشم و
صورتت را در دست …

جنگ

قتل عام، جنگ را پس می‌راند
دورش می‌کند
اما جنگ …

عطر اشیاء

لئون گابریل-گرو در مورد شعرهای ژان فولان می‌نویسد که شعرهای …

درمورد ژان فولان

۲۹ اوت ۱۹۰۳ سالروز تولد ژان فولان است که هم …

بازتاب محال در ممکن

فاشیسم با اولین بمب رها شده شروع نشد، با ترور

از حرکت و از سکون فواره

حیات روح اما هراسی ندارد دربرابر مرگ و روح نیست …

بال‌زن بهار

قیچی تیزی دارم
رو آسمون می‌ذارم
از این ور و …

پرستوی منی تو

پرستو میگه بازم
سلام سلام اومدم
می‌خواد زیر سقفتون
لونه …

بهار

دونه ی یخ می‌باره
که خیلی خنده‌داره
میاد کنار ابرا…

قصه‌ی دنباله‎دار

بعد برفای سفید
سبزی سبزه میاد
باز زمستون که میره…

ایکاش

ایکاش می‌توانستم خاطراتت را لمس کنم
در سردابه‌ای بی‌چراغ، تاریک…

کتاب

کتاب
درختی که دیگر درخت نیست
معلوم نیست کدام کلمات …

جونور نویسنده

هی! جونور نویسنده!
از جنبک توی تنت، چیزی حالیت هست؟…

شب

شب
آنگاه که زبان خواب، نافهم می‌شود
گربه‌ای جست می‌زند …

فراموشی

فراموشی کر است، فراموشیِ صداها
گمشدگانی که دوستشان داریم
فراموشیِ …

خاطرات

دکمه‌های پیراهن‌هایشان، بیوگان
بر جام‌های لرزانشان می‌نوازد

کمربندهای قدیمی‌شان کش …

اشتهای جهان

در رویش دوباره‌ی کوکب‌ها
با تو از اشتهای جهان می‌گویم…

از

گردش روزگار فرصت قرار نمی‌دهد.

از سنگواره‌ها تا سنگ‌های عادی…

تو ساقه‌ی علف

تو ساقه‌ی علف
تو، گیاهی و در سر بذر بسیار …

چهره‌ها

چطور تصویر چهره‌ام منعکس می‌شود
در جریان خونم، در بافت‌های …

تپش

آوار دیوارهای کهنه‌ی یکشنبه.

پا پس کشیدن اشیاء در زندگی …

زیر پا، پرنده‌ها

آسمان واریخته در گودال
غوطه‌وری بر آن.

زیر پا، پرنده‌ها…

کلام

می‌بارد. طنین کلمات را می‌شنوی؟

ردشان را می‌بینی؟
– رشته…

شب

یازده ضربه بر باد می‌نوازد.
پنجره‌های تنهایی به لرزه می‌افتند.…

پیری

خوشی‌ها، دیدارها
دیگر به همراهی اعطا نمی‌شوند
کجا رفتند؟ چه …

شدن

برای شدن
درخت آتشی می‌شود که زبانه می‌کشد
مردی که …

روز آخر

تو که گفته بودی همین دور و بری
اصن یکی …

حقایق کوچک

خیلی دیر می‌فهمیم
که این حقایق کوچک (فنجان‌ها، صندلی‌ها)،
لیاقت …

کلمات

بر این زمین غریب
کلماتی می‌یابد
که فقط برای او …

آگهی‌ها

تندیس‌هابه گفتگو نشسته‌اند
در مقبره‌های اِتروسک‌ها.

حرف‌های بیمار
از دیوارها …

تورق زمین

زمین ورق می‌خورد
فتور ماموت‌ها و اختاپوس‌ها می‌خوابد
که پیش …

نقش‌ها

آتشمان، دست به کار است و
می‌خواهد آشوب کند
در …

پیام

دنیا
خارج از حیطه‌ات با تو سخن می‌گویم.

دیروز بود…

جغد

می‌گویند که جغد
روغن چراغ‌های محراب را می‌نوشد
در کلیساهای …

مصیبت‌ها

شبی پای برهنه را
بر میخی گذاشتن
از شاخه‌ها افتادن…

وقت استراحت

پر از برگ‌های شمشاد است
اطراف توده‌ی یخ.
شیرهای درنده …

چهارراه‌ها

خورشید سفید باغ‌ها
خلاء‌ها را گرم می‌کند
بلند و پر، …

محوطه‌ی محصور

در محوطه‌ی محصور تنهاست
با اسباب‌بازی
فنر خسته را می‌زند…

Persian Anthology of World Poetry © 2017 تمام حقوق محفوظ است.

تمام حقوق برای خانه‌ی شاعران جهان و مترجمان سایت محفوظ است.