خانه | بایگانی نویسنده و مترجم: متا کوشار

بایگانی نویسنده و مترجم: متا کوشار

پنج

5

اگر به غریزه مردم تن در دهم

این میزبان من ترک نمی خورد.

زیبایی از جسم به بیرون می لغزد.

روح واقعیت بوی دیگری می گیرد.

هر چه معمولیست در هم می شکند.

دهه های جاری بر لبانم می کوشند

رویاهایی را به تور بیندازند

که دوره اشان دیگر به سر آمده

تا دوباره دوره اشان سر برسد.

 

از دفتر لیوبلیانا

2004

ادامه‌ی مطلب

سه

3

رفتی که دزدکی گوش کنی در زیر درختان بید.

خودِ خدا هم غلتید

به روی مِهی که ساحل را گرفته بود.

رودخانه ای بدون موج.

عطر عصرانه کیک گرم کشمشی.

تو خوشحال بودی.

مدت ها بود که در این حس و حال نبودی.

 

از دفتر لیوبلیانا

2004

ادامه‌ی مطلب

یک

 

 

1

 

شرماگین و شوربخت

که می بینیم پوسیده می شود این درخت.

پرنده شیرین بهشتی من!

مرا بلند می کنند نُه جفت دست.

                                                    گذشته

از هم فرو می پاشاندم، بازم می سازد.

نامرئی بودنم امان من است.

و روز قدسی من

به درون نخستین شعاع آفتاب می لغزد.

در اندرون تمام خانه، چشم هایم آرام می گیرد.

با پر پرنده بهشتی.

                     در شعر

تفاوت معنا ندارد.

برگ ها هستند که تازه می شوند.

ترنوو و کاخ ها.

رودخانه ها و شامگاهان در میان درختان بید.

ستارگان خرامان

تیغ های جراحی را صیقل می دهند

که لبه هایشان مخمل آبی را بشکافد

تا مردگان شفا پیدا کنند.

تا کودکان نیاکانی داشته باشند.

 

ای عشق، تو اینجا بمان!

 

از دفتر لیوبلیانا

2004

 

ترنوو: نام منطقه ای در جنوب سارایوو

ادامه‌ی مطلب