"لدو ایوو" tag

مرا ببخشید: درددلی در روایتِ لدو ایوو | و پادکست اشعار

 

برایم اهمیتی ندارد که نام این شاعر لدو ایوو‌ست، …

کریستوبال د سیلوای آتش‌نشان | لدو ایوو

روزنامه‌های عصر به سرعت
خبر مرگ خوان کریستوبال د سیلوای …

اینک این منم | لدو ایوو

اینک این منم
کنارِ مزارت. هرمنگادا
تا بر جسم فقیر …

نام‌اش ژوزفا بود | لدو ایوو

نام‌اش ژورفا بود.
نه برای این‌که انبه‌های رسیده برایم گرد …

خود را در تو فرو می‌ریزم | لدو ایوو

چون دسته‌ای از پرندگان
خود را در تو فرو می‌ریزم.…

خفاش‌ها مخفی می‌شوند | لدو ایوو

خفاش‌ها لابلای پرده‌های گمرک‌‌خانه مخفی می‌شوند.
ولی کجا پنهان شوند…

همه‌ی روز | لدو ایوو

همه‌ی روز،
دروازه باز می‌ماند
ولی شب خودم می‌روم و …

فقرا سفر می‌کنند | لدو ایوو

فقرا سفر می‌کنند.
در ایستگاه‌های اتوبوس
مثل غازها، گردن‌هاشان را …

هر روز به ماسیو باز‌می‌گردم | لدو ایوو

هر روز به ماسیو باز می‌گردم.
می‌آیم
در قایق‌های گم‌شده،…

دریا در جهت معکوس | لدو ایوو

دریا در جهت معکوس:
صورت‌های فلکی
قایق‌هایند.

شعر یک دروغ …

جنده‌خانه‌های ماسیو | لدو ایوو

جنده‌خانه‌های ماسیو
بر نوجوانی من، نور می‌پاشند.

از امتیازهای خاص …

ناف تو: میش سیاه | لدو ایوو

ناف تو: میش سیاه

در رمه‌ی سفید تنت.…

باد را دیدم که می‌وزید | لدو ایوو

باد را دیدم که می‌وزید و
شب را که فرود …

تو انبار ظروف مقدس کلیسا | لدو ایوو

تو انبار ظروف مقدس کلیسا
یه موشی زندگی می‌کرد:
یه …

در شهر ماسیو | لدو ایوو

در شهر ماسیو،
در آهن‌فروشی‌ها
شب هنوز
در کوچه‌های سوزان…

مجذوب بوی خونِ قاعده‌گیش | لدو ایوو

مجذوبِ بوی خونِ قاعده‌گیش
نرّه‌سگانِ مشتاق
پیِ ماچه‌سگی را می‌گیرند…

از پرندگانی که می‌خوانند | لدو ایوو

از پرندگانی که می‌خوانند
آنان که قارقار می‌کنند را ترجیح …

ماشین‌ها در جاده | لدو ایوو

ماشین‌ها در جاده حرکت می‌کنند و
خطی از مورچه‌های عاشق…

در بازار اسکله | لدو ایوو

در بازار اسکله
ماهی‌ها
تویِ ویترین‌هایی عرضه می‌شوند
که انگشت‌ها …

یکشنبه عصر | لدو ایوو

یکشنبه عصر
به گورستان قدیمی ماسیو باز می‌گردم،
به آن‌جا …

شیهه‌ی اسب کور | لدو ایوو

شیهه‌ی اسب کور
به گوشم رسید و
دل‌‌ام سنگین شد.…

تو را که دوست می‌دارم | لدو ایوو

تو را که دوست می‌دارم
به برف اندیشه می‌کنم
برفی …

وطن‌ام زبان پرتغالی نیست | لدو ایوو

وطن‌ام زبان پرتغالی نیست.
هیچ زبانی موطن‌ام نیست.
وطن‌ام خاک …

جهانی که هفت‌روزه خلق شد | لدو ایوو

جهانی که هفت روزه خلق شد
آثار تعجیلِ خدا را …

زمزمه‌ی پاروها در زبان | لدو ایوو

هنوز زمزمه‌ی پاروها را در زبان می‌شنوم:
آب‌ را می‌بُرند…

نگه خواهم داشت | لدو ایوو

نگه خواهم داشت،
هرآن‌چه که بایدش نگاه داشت:
فریادی را …

برمی‌خیری و زیبایی | لدو ایوو

برمی‌خیزی و زیبایی،
ناب
چنان روزی که آغاز می‌شود.
شرمِ …

در این روزِ هُرم گرما | لدو ایوو

در این روزِ هُرم گرما،
چشم به راهِ برف‌ام.
همیشه …

رویای ماهی ها

نمی توانم باور کنم که رویاها

تنها مزیتی هستند برای …

Persian Anthology of World Poetry © 2017 تمام حقوق محفوظ است.

تمام حقوق برای خانه‌ی شاعران جهان و مترجمان سایت محفوظ است.