قالب وردپرس درنا توس
خانه / بایگانی نویسنده و مترجم: فرانسیس پونژ

بایگانی نویسنده و مترجم: فرانسیس پونژ

باران | فرانسیس پونژ

از اینجا که نگاه می‌کنم در حیاط به اندازه‌های گوناگون فرومی‌بارد. آن وسط پرده‌ای (تور) ناصاف را ماند، یکریز اما گاه آرام ریزدانه‌های سبک شاید قطره‌های نور، شدّتی نیست، چون قطعه‌ای فشرده از شهاب. نه‌چندان دور از دیوارهای سمت چپ و راست، قطره‌های سنگین‌تر جداجدا با صدای بیشتری می‌افتند. ازاینجا به قدرِ یک‌دانه گندم به چشم می‌آیند، جاهای دیگر اندازه یک نخود، و جایی تیلۀ مرمری. تقریباً از پشت پنجره‌ها بر ریل‌ها افقی می‌رود تا بایستد جایی شکل دانه آب‌نبات‌های …

ادامه‌ی مطلب

من دیگری است | فرانسیس پونژ

من دیگری است – کشف اخیر آدمی است که درباره خویش انجام داده است تا زندگی را دشوار کند و به نگرانی‌های خویش بیفزاید. آیا این همان چیزی است که درباره خویش به آن اعتقادداری؟ مرا به خنده می‌اندازی. بگذار برایت شرح بدهم که تو کیستی. تو قربانی تاریخی(مارکسیسم). تو توده‌ای از عقده‌هایی(فروید). تو یک جنایتکاری، یک خائن شهوانی، یک بورژوای کوچک(بلشویسم). دراین‌باره کاری از دست ‌تو ساخته نیست. تو گناهکاری (تمام مذاهب). باید به تخریب و نابودی خویشتن امیدوار …

ادامه‌ی مطلب

صابون | فرانسیس پونژ

اگر او را به دست‌هایم بمالم، کف می‌کند، جست‌و‌خیز می‌کند… نرمخویی بیشتر با او نرم‌اش می‌کند، صاف، رام، نرم‌تر و آبش می‌آید نرمخویی بیشتر جوش و خروشش را حجیم‌تر و مرواریدگون می‌کند عجب سنگ جادویی! بیشتر و بیشتر با آب و هوا خوشه‌های انگورِ خوشبوی انفجاری می‌سازد… آب، هوا و صابون بر هم سوار می‌شوند جفتک چارکش بازی می‌کنند و ترکیباتی می‌سازند کمتر شیمیایی و بیشتر فیزیکی، ژیمناستیکی، آکروباتیک صنایع بدیعی‌اند؟… چقدر می‌شود از صابون گفت. دقیقاً همان حرف‌هایی که …

ادامه‌ی مطلب

به این دلیل زیسته‌ام | فرانسیس پونژ

لذتی بی‌اندازه بردن از هیچ کاری نکردن جز تحریک (با حضور محض خویش پرشده از نوعی کشش برای هستی اشیا، این هستی محض به نحوی شایان: از فرط آرامش‌اش (خندان، سهل گیر)، از نیروی شکیبایی‌اش، نیروی مثالیِ هستی‌اش پرورده در آرامش، در سکون از نیروی مثالی تندرستی‌اش) جز برانگیختنِ تشدیدِ حقیقی و راستینِ طبیعت‌آراسته‌ی موجودات و اشیاء هیچ جز انتظار، انتظار آن لحظه‌ی محتوم هیچ کاری نکردن جز انتظار اظهار دقیق‌شان و سپس ثبت‌اش، بی‌حرکت، سنگ کردن‌اش (سارتر چنین نامید) …

ادامه‌ی مطلب

لذت‌های در | فرانسیس پونژ

انتخاب یک قطعه شعر از مجموعه آثار پونژ دشوار است اما معمولا در انتولوژی‌ها یا هر کجا از پونژ و شعرش بحث و نقدی است شعر «لذت‌های در» دیده می‌شود. این شعر به مرور و کرات نمونه‌ی مثالی آثار او شده است. شاید از این روی که چکیده «صناعت شعر» پونژ در همین پاره کوتاه آمده است. آنچه به‌طور معمول خوانده‌ایم: کشف دوباره شی و به‌طرز اعجاب‌آوری باز‌تعریف آن، کشف رابطه‌ای حسّی و عاطفی که آدمی با شی دارد اما …

ادامه‌ی مطلب

تمشک‌ها | فرانسیس پونژ

بر حرف‌نگاره‌ی بوته‌های شعر در جاده‌ای که نه به دوردست اشیا می‌رود و نه راهی به ذهن می‌برد، میوه‌های خاصی از تراکم فضاهای پرشده از یک‌قطره جوهر ساخته شده‌اند. * سیاه، قرمز و خاکی همه بر خوشه، به تصویری از یک خانواده‌ی عجیب در سنین مختلف بیشتر شبیهاند تا یک تلاش پرزحمت برای چیدنشان. نظر به بی‌قوارگی دانه‌ها نسبت به گوشت، پرندگان رغبتی به آن‌ها ندارند، پس چیز کمی از آنها باقی میماند که از منقار تا مقعد پیموده میشود. * اما شاعر در مسیر پرسه زدن‌های حرفه‌ی خویش دانه‌ای را به تأمل برمی‎دارد: یا …

ادامه‌ی مطلب

آتش و خاکستر | فرانسیس پونژ

آتش تند، خاکستر کند آتش تمسخرکننده، خاکستر متین آتش پیشوا، خاکستر گربه‌وار آتش از شاخه‌ای به شاخه‌ی دیگر در جنبش، خاکستر قوز کرده در کپه‌ای خواب‌آلود می‌روید آتش، می‌تکد خاکستر درخشنده آتش، عبوس خاکستر هروله‌کنان آتش، خاموش خاکستر آتش داغ، سرد خاکستر آتش سرایت‌کننده، خاکستر بازدارنده آتش سرخ، خاکستر سربی آتش یونانی،خاکستر رومی آتش پیروز، خاکستر باخته آتش بی‌پروا، هراسنده خاکستر می‌سوزد آتش، پراکنده خاکستر آتش وحشی، گوشه‌گیر خاکستر آتش شادان، خاکستر پرملال آتش حیوان، خاکستر معدنی آتش برافروخته، خاکستر …

ادامه‌ی مطلب

کبریت | فرانسیس پونژ

آتش از کبریت جسم می‌یابد نفسی زنده با سیمای خود، با درخشش خود، عمر کوتاه خود. از شعله‌هایش گازها برمی‌خیزند، بخشیدنِ بال، لباس، حتا بدن: شیئی کاملاً جنبنده، پرتحرک. این‌ها همه سریع اتفاق می‌افتد! تنها سر است که قدرت آتش‌گرفتن دارد وقتی که با واقعیت خشن برخورد می‌کند صدایی شبیه شلیک تپانچه! اما زود آرام می‌گیرد راست می‌ایستد، سریع، بادبانی بادافتاده مثل قایق مسابقه سفری به‌درازای چوب خویش به دشواری به پایان‌اش می‌برد به جا می‌گذارد کلاهی سیاه مثل کلاه …

ادامه‌ی مطلب