"شعرهای می ۶۸" tag

شعرهای می ۶۸

مجموعه‌ی شعرهای می ۶۸ را به دنبال آشنایی با جریان‌های …

شایعه

فریادی، نگاهی، حرکتی.
شایعه‌ای غریب در کوچه‌ها می‌پیچد
سرخی، شب …

هی رفیق

هی رفیق
هی تو، که قبولت نداشتم
پشت سرت لُغُز …

قطعیت

من فکر می‌کنم
که در زمانه‌ی ما
جای شاعرها در …

انفجار نور

کوچه به کوچه ناگهان
شب، غرق نور شد
عجب شعری!…

انتخاب

همین حالا وقت انتخاب است
زمینی، یا سرزمینی
پسران من! …

تو قفس پرنده

تو قفس پرنده
چندتا شیر درنده
مست و پاتیل
آروم …

خشونت و آزادی

پرچم سرخ، پرچم سیاه
مرکب سرخ، مرکب سیاه
جوهردان خالی …

قطع نکن عشق من

الو! الو!
قطع نکن عشق من
عشق بهاری من، در …

دریچه‌ها

شعرها دریچه‌های دنیاهای تازه‌اند
یا کسی چه می‌داند
شاید دریچه‌هایی …

برای چی

برای چی؟
– بنزین؟
– سیگار؟
– ریحان؟
– عشق؟…

من خائن نیستم

خاطرش از تیر و تفنگ پر بود
از خون ماسیده …

دم بزن

بندی‌ست
سنگفرشی‌ست
نقبی‌ست
تا هوای آزاد

بگذار خنده بتازد
ببارد…

انباره

گنبد کلیساها را خوب نگاه کنید
این‌ها نمادهای قدرت‌های مطلق‌اند…

قرمز یعنی ایست

بیچاره سرباز
عادت کرده به چراغای قرمز.
قرمز یعنی «ایست» …

چه کار کنیم

چه کار کنیم
چطور زندگی کنیم
بدون زن
بدون برگ …

تو روزنامه فروشی

تو روزنامه فروشی
هی زن! بگیر
اینم چیزی که می‌خواستی.…

انقلاب

می‌خوام یه شعر بنویسم
می‌ﺧوام دو تا شعر بنویسم
می‌خوام …

بازپرسی

چیست این؟ غروب رویاهاست
یا طلوع آفتاب؟
چیست این؟ دریاچه …

هوای موهن جریان‌های مرگ

تند، تند
وقتی همه چیز بیگانه‌ست
ذهن آرام می‌میرد
صدا …

سپیدار

سپیدار
پرچم برافراشته‏ی پرنده‏ها
باتوم برق‏دار
اعدام گیاه بر رنگ …

مثل روز

بر پیکر غرقه به دود اروپا
مثل روز که برمی‏آید…

سوگند

سرعت بر سرعت می‌افزاید،
افزون بر افرون.
زمین با رنج …

تاخت

فرمان حمله
همین حالا
هوم.. فرانسه و سوییس
اینو یه …

نوید

آتش لجام گسیخته
زیر پوست شهر می‌دود
شعله می‌کشد
خشمناک …

مترسک‌های ماسک‌دار

بوی تند گاز اشک‌آور می‌دهد
گلی افتاده بر پیاده‌رو
کرم …

روزی می‌رسد

روزی می‌رسد
که دنبال شهر بگردی و پیدایش نکنی
دنبال …

مرگ پاریس

دانشجو را پلیس پاریس کشته
مرد را پلیس پاریس کشته…

در ساعت ناگزیر

دود غلیظ را دیدم
در ساعت ناگزیر
خفقان بلندگوها
خرد …

نوشتنی نیست

می‏فهمی؟
در این غوغایی که همه جا هست
نمی‏شود نوشت.…

رفیق

رفیق،
از من می‏پرسی که چرا سنگر می‌سازیم
به تو …

آزادی

بابای خوبم
تو هرگز چیزی که من هستم نبوده‏ای
رنجم …

رویاها

پاریس، هرگز
چون امشب سرخ نبوده.
در این سه روز…

دنیای نو

دوست دارم
در دنیایی زندگی کنم
رو به آینده
دنیایی …

عضو هیچ حزبی نیستم

عضو هیچ حزبی نیستم.
بیست ساله‏ام.
دندان درد دارم.
سر …

صندوق رای

نمایشنامه در پنج پرده

I
خواهرت کو؟
– پای صندوق …

سنگر

آتشبار است
مغز استخوان‏هایم،
گلوبند زخم‏هایم،
رویاهای خون‏آلودم.

خود را …

روزهای می ۱۹۶۸

سلاحی ندارم، جز این قانونی که نمی‏خواهم به آن تن …

بند-باز

چهره‌ات، محله-ی-مه-تاب
مهتاب-ی-از-محله-ی-چهره-ات
چهره-ی-سرخورده-ی-مدرنِ-خیابان
سرخوردگیِ-مدرنِ-خیابانِ-چهره-ات

من را دوباره ترسیم کن…

Persian Anthology of World Poetry © 2017 تمام حقوق محفوظ است.

تمام حقوق برای خانه‌ی شاعران جهان و مترجمان سایت محفوظ است.