"روتخر کوپلاند" tag

ما | روتخر کوپلاند

ما بخشی از زمین هستیم و زمین بخشی از ماست…

سه شعر زمستانی

شعر اول

 

با سرزمین بارانی فراموش‌شده از آبادی به …

یافتن واژه‌ها

روتخر کوپلاند در چهام اگوست ۱۹۳۴ در خوور شهری در …

گفتگو

پرسش گرانه به من می‌نگرد

انگار می گوید چرا سکوت …

عزیزم حالا برو در باغ بخواب

 

 

عزیزم حالا برو در باغ بخواب

جاهای خالی …

کاهوی جوان

 

هر چیز را میتوانم تحمل کنم

 

پژمردگی حبوبات

گلهای …

چهره‌ی تو

 

چهره‌ی تو بر آب سرد

 در آن لحظه که …

کلاس خوبلز*

چگونه مثلن میزی

 

 به تابلوی نقاشی تبدیل می‌شود

 …

می‌خواهم بدانم از چه رو رودخانه می‌آید و می‌رود/روتخر کوپلاند

 

می‌خواهم بدانم پیش از اینکه من هنوز نبودم

چشم‌انداز …

چشم انداز با رودخانه خود را بر من می‌گسترانند

چشم انداز با رودخانه خود را بر من می‌گسترانند،
رودخانه …

کتِ او

پدرم، – ج- تازه مرده بود

وقتی که مادرم، -آ-…

خدا در سرم

وقتی هنوز در خواب و بیداری بودم، به یاد آوردم…

مکان

به جستجوی جایی رفتن  که در آن زندگی می‌کردی

ببینی …

درها و پنجره‌ها را بسته بودیم

درها و پنجره‌ها را بسته بودیم

نمی‌خواستیم به دست شکمبارگان…

بر پشت‌بام…

بر پشت‌بام درختان  هم قوز  کرده‌اند

خمیده مانند مادربزرگ بر …

دیدن

پیش از آنکه پشت کنیم و برویم

دیدن تنها کاری …

صدای یک ویلن‌سل

صدای ویلن‌سل یاد آور چیست

«و ید لوندِ» نوازده به …

دنیا تو واژه‌ی بردباری هستی

دنیا تو واژه‌ی بردباری هستی

این و آن خدا از …

پدر، دوباره چهره‌ات را می‌بینم

پدر، دوباره چهره‌ات را می‌بینم،

سالها پس از مرگت – …

دست‌هایش را چنان…

دست‌هایش را چنان بر روی زانوانش گذاشته

که انگار چیزی …

با چای کهنه دم و دستانی پیر منتظر است

با چای کهنه دم و دستانی پیر منتظر است

دوستش …

نرگس‌ها

کنار برکه‌ای ایستادیم

سرد بود و در اطراف ما ن …

Persian Anthology of World Poetry © 2017 تمام حقوق محفوظ است.

تمام حقوق برای خانه‌ی شاعران جهان و مترجمان سایت محفوظ است.