قالب وردپرس درنا توس
خانه / بایگانی نویسنده و مترجم: د. ه. اودن

بایگانی نویسنده و مترجم: د. ه. اودن

آبی های عزا | د. ه. اودن

 ساعت ها را بخوابانید، تلفن ها را بکشید

واق واق سگ ها را با استخوان خفه کنید

ساکت کنید  پیانوها را ، طبل را

تابوت  را بیرون بیاور ید، بگذارید

 بیایند عزاداران

تا طیاره ها بالای شیون ها بگردند

ناخوانا در آسمان پیامی بنویسند که : " او مُرد"

رُبان های سیاه را دور گردن سیپد کبوتران ِ شهری شده ، ببندید

بگذار پلیس های راهنمایی ، دستکش  سیاه کتان بپوشند.

 

او شمالِ من  ، جنوب من  ، شرق و غرب من بود.

هفته ئ کاری ، یکشنبه ی آسایشم

ظهرم ، نیمه شبم ، سخنم ، آوازم

گمان می کردم ، عشق تا ابد می انجامد ، اشتباه بود

 

به ستاره ها نیازی نیست ، خاموششان کنید

دورِ ماه را خط بکشید ، خورشید را خُرد کنید

اقیانوس را بریزید ، هیزم جمع کنید :

از حالا  دیگر هیچ اتفاق خوبی رخ نمی دهد

ادامه‌ی مطلب

ترانه‌ی غم انگیز تشییع

 تمام ساعت ها را متوقف کنید، تلفن را قطع کنید

آن سگ را با استخوانی لذیذ از پارس کردن منع کنید

صدای پیانوها را ساکت کنید، با صدای آرام طبل

تابوت را به بیرون آورید، بگویید عزادران بیایند

 

بگویید هواپیماها بر فراز سر ما ناله کنان چرخ بزنند

و پیام او مرده است را با شتاب بر صفحه آسمان بنویسند

روبان سیاه بر گردن سفید کبوترهای آزاد ببندید

بگویید پلیس های راهنمایی دستکش های سیاه به دست کنند

 

او شمال من بود، جنوب من، مشرق و مغرب من

او هفته کاری من بود و آرامش آخر هفته من

ظهر من، نیمه شب من، کلام من، آواز من

فکر کردم عشق تا به ابد پایدار می ماند: اشتباه کردم من

 

دیگر کسی ستاره ها را نمی خواهد، خاموششان کنید

دکان ماه را تخته کنید و خورشید را خلع سلاح کنید

آب اقیانوس را به بیرون بریزید و جنگل ها را صاف کنید

که دیگر کنون هیچ خیری در هیچ چیزی موجود نیست

ادامه‌ی مطلب