قالب وردپرس درنا توس
خانه / بایگانی نویسنده و مترجم: جین هیرشفیلد

بایگانی نویسنده و مترجم: جین هیرشفیلد

بی‌کران و پرغوغا این جهان

حتا تجسم مادی یک متن مقدس هم الهی است: همیشه آن را در لفافی از چرم یا ابریشم قرار می‌دهند و آن را مثل یک هدیه با دو دست می‌گیرند.  هرمتن مکتوبی تا حدی دارای چنین ویژگی ست، یعنی پاره‌ای از تقدس کلمه را در خود دارد. دم حامل لوگوس چونان دم الهام‌بخش است چرا که هر دو در فضای تهی زمین زندگی خلق می‌کنند.  از این روست که هر سنت فرهنگی ممنوعیتی در برابر ترجمه وضع می‌کند.  جرج استاینر …

ادامه‌ی مطلب

موسیقی مثل آب

چطور، در شب تابستان
نت‌های اسرارآمیز از گلوی چند پرنده به صدا در می‌آیند
به تاریکی می‌خورند و همان جا که هستند می مانند،
اما پس از آن هم، تا مدتها موسیقی همچنان ادامه می‌یابد؛
چطور در من حرکت می‌کنی تا وقتی سکوت خود به حرکت درآید
صریح و دقیق مثل نتها،
چطور متوقف نمی‌شوند، موسیقی مثل آب
راهش را پیدا می‌کند؛
چطور خیال می‌کنیم آنچه‌ آغاز کرده‌ایم متعلق به ماست،
چطور به این زودی از میدان به در می‌رود،
زندگی‌های دیگری گلوی هوا را صاف می‌کنند
تا وقتی زیبا و دگرگون شود؛
چطور دگرگون شده‌ام از تو و دگرگونت کرده‌ام
چطور پر اشتیاق گلو  باز می‌کنیم برای آواز،
چطور موسیقی ما را به هم زنجیر می‌کند،
اما آواز در شب تابستان را نه،
چطور موسیقی می‌شکند و متوقف می‌شود،
چطور زبان ما می‌گیرد اما نتها همچنان بالا می‌روند، از ما می‌گذرند،
چطور در سکوت خود را کامل می‌کنند
و سکوت ما را کامل می کند، ساده مثل آن چند نت
که در شب تابستان به تاریکی پاسخ می‌دهند و خاموش می‌شوند.
 

ادامه‌ی مطلب

نوشیدن | جین هرشفیلد

می‌خواهم تاریکی تو را در دستانم جمع کنم
دستان من جام، تاریکی تو آب
و بنوشم.
 می‌خواهم
لبهایت را لمس کنم
درست مثل پروانه‌ای که اواخر نوامبر
به سمت پنجره اتاق‌خواب آمد
و بالهایش را به شیشه سرد آن کوباند و کوباند؛
درست مثل اسب
که سر بلندش را خم می‌کند تا آب، و می‌نوشد
لحظه‌ای درنگ می‌کند، سر بلند می‌کند
و باز می‌نوشد
با آب همه چیز را به درون می‌کشد
همه چیز را.

ادامه‌ی مطلب

برای آنچه ما را به هم پیوند می دهد

 



آنچه ما را به هم پیوند می‌دهد نامهای بسیار دارد:
نیروهای پر قدرت، نیروهای بی‌قدرت.
نگاه کن تا ببینی‌شان:
پوستی که در یک فنجان خالی شکل‌ می‌گیرد،
ناخنها که هر کجا رسیده‌اند زنگار بسته‌‌اند
مفصلها که با وزن خود جفت شده‌اند
این گونه است که اشیاء چنین محکم و استوار
در هر کجا که نشانده شده‌اند نشسته می‌مانند...
و جاذبه بنا به گفته دانشمندان، چندان جاذبه‌ای ندارد.

و ببین تن چطور التیام می‌یابد
باز از میان زخم،
چه پر شور و حرات
چه پر قدرت،
چرا که دیگر آن سطح ساده ناآزموده نیست
و این درمیان اسبان نامی دارد
نامی دارد تنی که تاریکتر، سرافزارتر باز می‌گردد: تن سربلند

تنی که می‌نازد به زخمهایش
و به تن می‌کند آنها را
تو گویی مدالهای میدان نبرد باشند
نشانهای کوچک پیروزی سنجاق شده به سینه...

و آنگاه که دو تن دل می‌دهند به یکدیگر
ببین چطور انگار
زخمی بین تن‌هاشان شکل می‌گیرد
پرقدرت، تاریک، سربلند:
ببین چطور رشته‌ای سیاه رنگ تار و پودشان را چنان یکی می‌کند
که دیگر نه جدا می‌شوند از هم، نه خم و نه کم.





ادامه‌ی مطلب

درخت بونسائی | جین هرشفیلد


یک روز صح و سرانجام دانستن انکه
کدام فکر جان از تن به در می کند، و کدام، جان رفته باز می‌گرداند.
چه زود تن تنهای مطرود به سوگ می‌نشیند
مثل بونسای سرخ‌برگ که به محاصره برگهای فروافتاده‌اش درمی‌آید.
باران یا اشیائی هم هستند که از یادرفته ها را بازمی‌گردانند:
ابعاد آرام قطره‌ها، وزنشان؛ فقدان جاه‌طلبی در میز آرایش.
چه غریب است این اشتیاق هم، اشتیاق یک جوانهٔ سبز کوچک شدن،
جوانه‌ای که در  روزهای اول فروردین
در تن شاخه جایی خالی برای خود یافته و بزرگ می‌شود.
 

ادامه‌ی مطلب

راهبی ایستاده کنار یک چرخ دستی | جین هیرشفیلد



راهبی ایستاده کنار یک چرخ دستی و زار می‌گرید.
در هیچ کجا نه اثری از خدا است نه از بودا،
و این اشکها فقط اشکهای یک آدم است
اشکهایی تلخ و شکسته
که بر رویه زنگاری چرخ سقوط می‌کنند.
بر کف آن جمع می‌شوند
فلز آنها را می‌نوشد و زنگارش بیشتر می‌شود.
چه کسی می‌داند در این زندگی چه کاره است، چه کار بوده است.
من راهبی دیدم که زار می گریست
و می‌دانم من هم روی این زمین سخت جایی دارم.

ادامه‌ی مطلب

ذن و هنر شعر | گفتگو با جین هیرشفیلد

جين هيرشفيلد تاكنون شش كتاب شعر منتشر كرده است. آخرين اثرش به‌نام «زين پس‌» )انتشارات هارپركلين - 2006 )اين توفيق را داشته است كه در فهرست نامزدهاي نيمه‌نهايي‌ي «جايزه‌ي تي اس اليوت» قرار بگيرد. اثر ديگرش به نام(saltgiven sugar, given 2001) در جريان برگزاري «جايزه‌ي انجمن منتقدين كتاب ملي» به‌عنوان يكي از دو برگزيده‌گان نهايي‌ي اين جايزه نام برده شده و برنده‌ي «جايزه‌ي منتقدين كتاب بي‌ايريا[1]» شده است. اثر ديگرش به‌نام «نه دروازه: دريچه‌يي به‌دنياي شعر» مجموعه مقالاتي است كه در باره‌ي شعربه‌رشته‌ي تحرير درآمده است. جين هيرشفيلد هم‌چنين ويرايش و ترجمه كتاب « ماه قير‌گون:‌مجموعه شعرهاي عاشقانه انو‌نو كوماچي[2]و ايزومي شيكيبو[3]، زنان دربار باستان ژاپن» (1990) و نيز «زن در ستايش روحانيت: شامل 43 قرن شعر مذهبي توسط زنان» (1994) را به‌عهده داشته است.

ادامه‌ی مطلب