قالب وردپرس درنا توس
خانه / بایگانی نویسنده و مترجم: بیلی کالینز

بایگانی نویسنده و مترجم: بیلی کالینز

بیلی کالینز: شب نخست

بدترین چیز درباره مرگ باید شب نخست باشد.             -خوان رامون خیمه‌نز       پیش از اینکه بگشایمت، خیمه‌نز هرگز برایم پیش نیامده بود که روز و شبم ادامه یکدگر باشند در دایره‌ی حلقه‌ی مرگ،   اما حالا به خاطر تو از خود می‌پرسم آیا در آن‌سوی خورشید و ماه هم خبری هست و آیا مردگان در کنار هم می‌آیند تا طلوع و غروب‌ را به تماشا بنشینند   سپس مرمت می‌شود هر روح به تنهایی بر آنچه معادل …

ادامه‌ی مطلب

پیش‌درآمدی بر شعر

 
ازشون خواستم یه شعر رو
جلوی نور نگه دارن
مث یه اسلاید رنگی
 
یا گوش شون رو جلوی کندوی شعر  نگه دارن
 
گفتم یه موش رو تو شعر بندازن
 و تماشا کنن که چه جوری راه ش رو به بیرون پیدا می‌کنه
 
یا برن به اتاقش
و به دیوارا دست بکشن تا کلید برق رو پیدا کنن
 
گفتم روی شعر
اسکی رو آب کنن
واسه اسم نگار‌نده‌ش تو ساحل دست تکون بدن
 
اما اونا فقط می‌خوان
اونو با طناب به یه صندلی ببندن
و انقدر شکنجه‌ش بدن تا اعتراف کنه.
 
انقدر با شلنگ کتکش بزنن
تا بفهمن معنی واقعی‌ شعر چیه.

ادامه‌ی مطلب

امروز | بیلی کالینز


اگر روز قشنگی باشد
روزی خوش از نسیم گاه گاه

آنقدر که دلت بخواهد پرواز کنی،
تمام پنجره‌های خانه را باز کن

و در قفس قناری را هم
اصلا بیا این در را از چارچوب درآور

اگر روزی باشد که گذرهای آجری خنک وُ
باغِ پر از گلهای صدتومانی باشد

گلهای حکاکی شده زیر نور آفتاب
روزی که دلت بخواهد چکشی برداری

و بکوبی بر وزنه شیشه‌ای کاغذ نگهدار
روی میز کوچک اتاق نشیمن،

و ساکنین آن را
از کلبه‌های برف‌پوش‌ آزاد کنی

تا بشود بیرون بیایند و قدم بزنند
دست هم را بگیرند و نگاه نیمه بازشان را

به این گنبد آبی و سفید بدوزند
خوب، آن روز حتما روزی شبیه امروز است.

ادامه‌ی مطلب