"اورهان ولی" tag

بهار

در این صبح گاهان
که تکه ای از خورشید
در …

دریا

اتاقی دارم
کنار دریا
که حتی از پنجره ش
بیرون …

کاش ماهی بودم در شیشه ی مشروب

عتیقه می خرم
با عتیقه ها
ستاره می سازم

موسیقی…

زیباترین شعر

روزهایی که
سودای عشق
در سر داشتم
عادت به نوشتن …

حسرت دریا

در رویای شبانه ام

قایق های پر زرق و برق…

باید بمیرم

بی سر و صدا
باید بمیرم

و قطره ای خون…

مرا این هوای زیبا نابود کرد

مرا
همین هوای زیبا
نابود کرد

 در همچین هوایی
از …

مرا زیبا به یاد بیار

مرا زیبا به یاد بیار

این ها ، آخرین سطرهای …

جایی هست، می دانم

گریه کنم
می شنوید
صدایم را
از میان مصراع هایم؟…

سفر

خیلی وقت است

که دیگر لب پنجره

صدای قمری ، …

برو، تا جایی که توانش را داری

قبل از طلوع آفتاب
هنگامی که رنگ دریا هنوز
سفید …

شهر گمشده

شب ها
صدای قطار
شنیده می شد

از پنجره ی …

درخت محله

اگر درخت دیگری غیر از تو در محله ما وجود …

احمدها

کدامیک از ما احمد بیگ است؟ کدام یک از ما…

دلبر دندان طلایی من

بیا ای جان جانان بیا به کنارم جوراب ابریشمین برایت…

جدایی

از پشت کشتی رفته از بندر هاج و واج مانده…

آفتاب

دور افتاده‌ام از روشنی‌ها
و در سرم سنگینی می‌کند آن …

سایه

از بس راه افتاده دنبالم
سایه‌ام،
کلافه شدم،
یه عمره …

Persian Anthology of World Poetry © 2017 تمام حقوق محفوظ است.

تمام حقوق برای خانه‌ی شاعران جهان و مترجمان سایت محفوظ است.