"اریش فرید" tag

از آن پیشتر که بمیرم | اریش فرید

دوباره سخن می‌گویم
از شوقِ زندگی
تا شماری بدانند:
زندگی …

شب لندن | اریش فرید

نگه‌داشتنِ دست‌ها جلو صورت‌ وُ
باز نکردنِ دوباره‌ی چشم‌ها
جز …

گفتگو با یک بازمانده | اریش فرید

آن روزها تو چکار ‌کردی
که نباید می‌کردی؟
ـ هیچ!…

گوش کن اسرائیل!

وقتی ما را تعقیب می کردند
من هم یکی از …

حرف زدن

با آدم ها
از صلح حرف زدن
و همان زمان …

اریش فرید | در دوردست

پس از وصال و رسیدن به معشوق
چه بسا دیگر …

اریش فرید: شاعر زمین


  اریش فرید شاعر، نویسنده، گوینده و مترجمی آلمانی‌زبان، یهودی‌تبار و …

جان یک جهان بی‌جان

وقتی که آزادی این‌جا نیست
تو آزادی هستی
وقتی که …

تنها ترس می‌ماند

می‌خواهم
که بگریم
اشک‌هایت را
برای تو
اما چشم‌ تو…

در پایان راه

تقدیم می‌شود به: مؤدب میرعلایی و رُکسانا پهلوانی، با اندوه‌شان …

ترانه‌ی تنهایی

تا مهیّا شوم
جلو خصم وُ حصارها
آموختم که قلبِ …

سکوت آینده‌ی ماست!

سکوتِ پرند‌ه‌های کوچ
غریو و غوغاست
سکوتِ دریای خشک
اوجِ …

باید زنده بمانم

این چشم‌انداز
این کومه‌های کُهن‌سال بر سراشیبی
این درختان و …

پاییز

احساس کردم که برگِ مُرده‌‌یی‌ست
بر بال باد
بر دست‌های …

Ken Rosenthal Photograph

عصر بیداد

در عصر خویش
می‌خواستم شعله باشم
یا شرری از حریقِ …

از خونِ تو

باران می‌برد
از دیوارها
دیوار نوشته‌هایت را
                      
از سنگ‌فرشِ خیابان‌ها…

تو را دوست بدارم

 آنچه همه گرسنگی‌ش می‌خوانند
سیرم می‌کند
آنچه همه اندوه‌اش می‌‌خوانند…

خطابه‌ی تدفین

در قبرستان یهودیان خاک‌ها را کنده‌اند
تابوت‌ها روان‌اند و آفتاب …

پرنده‌های پنهان

من فکر می‌کنم
که سرانجام
پرندگان غایب
چنان آوازی خواهند …

چرا حالا نه؟

شب مرگ به بالین‌ام آمد
گفتم:
«حالا نه»
پرسید:
«چرا …

شعر دهم: همانی که هست

عقل می گوید
که دیوانگیست
عشق می گوید
همانی که …

تردید

من چشم دارم
چرا که تو را می‌بینم
گوش دارم…

خورشید من

خورشیدِ من
رفته است
تا بتابد
در آسمانِ تو

من …

Bill Brandt Photograph

آواز شبانه

بر سینه‌ات دو ستاره
بر چشمان‌ات دو بوسه
در شب…

Bill Brandt Photography

با چشم‌ها

 

با چشم‌های بسته
در برابر خاکِ خالی از خانه…

کلکسیونر

چیزهایی پیدا کردم

اما باز پراکنده اشان می کنند

در …

کودکی در پرو

از آنجا که بدنش از کمر پیچ خورده است

از آنجا …

یک ساعت

یک ساعت وقت گذاشته ام

برای تصحیحِ

شعری که نوشته …

بی برنامه

همین که من

خیلی زیادی پیرم

برای تو

یا تو…

چهار عاشقانه کوتاه

همانی که هست

عقل می گوید

که دیوانگیست

عشق می …

اسباب بازی به روی هدف

۱

ریختنِ

اسباب بازی

به جای بمب

برای جشن کودکان…

Persian Anthology of World Poetry © 2017 تمام حقوق محفوظ است.

تمام حقوق برای خانه‌ی شاعران جهان و مترجمان سایت محفوظ است.