"آن سکستون" tag
Van_Gogh_Vincent_Starry_Night_1889

نقدی بر ترجمه‌ی آزاده کامیار | سعید صلح‌جو

■ آنچه می‌خوانید نقدی‌ست از یک خواننده‌ی گرانقدر ــ آقای …

anne-sexton

آن سکستون: اختراع خداحافظی

یک دسته نامه دارم

یک دسته خاطره

می‌شد چشم هر …

عشق مثل صبحانه می آید

عشق مثل صبحانه می آید

 

او که در غار زندگی …

ما

ما

 

پیچیده شده بودم

لای مخمل سیاه و مخمل سفید…

غضب استخوان های زیبا

 

غضب استخوان های زیبا

 

یک دهن توکا

برایم بخوان

استخوان!…

دکتر قلب

دکترقلب

 

آقای دکتر!

علم و دانش ات را بردار ببر!…

برای خدایی که خوابیده است

برای خدایی که خوابیده است

 

در تب دراز کشیده ام …

پیشاهنگ به سمت آتش قدم برداشته

پیشاهنگ به سمت آتش قدم برداشته

 

دهنم

مثل یک گربه …

anne-sexton

بگذار از صورت سگ آشپزخانه ام بالا بروم

 

بگذار از صورت سگ آشپزخانه ام بالا بروم

 

جست و …

یادداشت مرگ

یادداشت مرگ

 تو با من از خودشیفتگی حرف می زنی …

پیر

بیست و چهارم: پیر

می ترسم از سرنگ ها.
بیزارم از ملحفه های مشمعی …

در ستایش رَحِم

در ستایش رَحِم

هر‌ که در من است پرنده است.
بالهایم را به …

در پی آشویتس

خشم،

به سیاهی قلابی،

مرا فرا می گیرد.

هر روز،…

برای النور که با خدا حرف می زند | آن سکستون

صدای خدا به رنگ قهوه‌ای است
نرم و پر مثل …

شب پرستاره

این باعث نمی‌شود نیاز عجیبی حس نکنم به، خوب فکر …

عصر بهار | آن سکستون

همه چیز اینجا زرد است و سبز.
به صدای گلویش …

Persian Anthology of World Poetry © 2017 تمام حقوق محفوظ است.

تمام حقوق برای خانه‌ی شاعران جهان و مترجمان سایت محفوظ است.