قالب وردپرس درنا توس
خانه / بایگانی نویسنده و مترجم: آتیلا ژوزف ؛ آزیتا قهرمان

بایگانی نویسنده و مترجم: آتیلا ژوزف ؛ آزیتا قهرمان

لاابالی و خوش‌قلب | آتیلا ژوزف

لاابالی و خوش قلب هرچند یکدنده و لجوج بعله ؛ وقتی که آمد ؛ درست یا به اشتباه عاشق غذای لذیذ بود و در قلمرویش خدا را با همان بلندی شبیه خود کرد کتی که می پوشید از اموال دکتری یهودی بود والدین عزیزش به او گفتند: گورت راگم کن؛ برو از اینجا ارتودوکس های یونانی که او مرید آنها شد برایش کشیش آوردند اما نه هرگز سرود زیبا یا دعای ربانی زمان مرگش همه غرق افکار شلوغ؛ سردرگم پس …

ادامه‌ی مطلب

چقدر من عاشق تو هستم | آتیلا ژوزف

چقدر من عاشق تو هستم تویی که خالق سخن هستی موجاموج طنین تنهایی راهی گشود از اعماق حفره های قلب تا پهنای بیکران ِهستی آن که در سکوت پاره ای ازمن است مانند آبشاری که می گریزد از میان خروش وغوغا هنگامی که من فراز قله های زندگی خویش نزدیک دوردست شیون سر می دهم و انعکاس هیاهو سوی زمین و آسمان کمانه می کند چون من عاشق تو هستم تو نامادری عزیزِدلبندم   عاشق توهستم مانند کودکی که مادرش را …

ادامه‌ی مطلب

هفتمین | آتیلا ژوزف

هفتمین اگر می خواهی پایت روی زمین محکم شود باید هفت بار از نو به دنیا بیایی یک بار درخانه ای که می سوزد درآتش یک بار در سرمای چشمه ای یخ زده یک باردر قلعه ای بین دیوانگان یک بار در کشتزاری که سبز می شود یک بار در طویله ای پر از تپاله و پشگل بعد شش جیغ و گریه ی تولد هفتمین و آخرین نفر دیگر خود تویی   اگر دشمن ها دورت صف بستند مثل هفت …

ادامه‌ی مطلب

لالایی | آتیلا ژوزف

آسمان چشمان آبی اش را آهسته می بندد چشمان بی شمار خانه ها نیزبسته می شوند حتا دشت و چمن کنارهم خوابیده اند آرام بخواب کوچولو؛ بخواب سوسک وزنبورهردو در خوابند سرهایشان مخفی میان پاها با جیرجیری جا مانده درعمق تاریکی آرام بخواب کوچولو ؛ بخواب تراموای غرق خواب چرت زنان و با شتاب می تازد در خوابش طنین زنگوله های کوچک آرام بخواب کوچولو ؛ بخواب ژاکت روی صندلی خوابش گرفت اشک ها خوابیدند در کنج ِگوشه ای امروزدیگر …

ادامه‌ی مطلب

تو آزادی | آتیلا ژوزف

دیوانه شو؛ نترس؛ تو آزادی چرا که دیوانه ها آزادند و آرزوی آنها  مثل میمون سر کوبیدن به دیواره ی قفس  تا میله ها بلرزند دیوانه شو ؛ بی تعلق و رها؛  بی رنگ باش حماقت پوشاندن این قلب پاک ولبریز است ته رودخانه زیرلای و لجن مخفی شدن دیوانه شو ؛ ازننگ و تهمت ها نترس نه بازنده ای تو؛ نه برنده در کار است بازی تمام می شود پس مانند مرگ ناشی باش حرف های تو بویی از فریب …

ادامه‌ی مطلب