قالب وردپرس درنا توس

آخرین نوشته ها

رویای نچایف و انگیزه‌ی امتناع

۱. از ده که به شهر آمدیم، چند وقتی را در خانه‌ی یکی از پسرعموهای پدرم ماندیم. در اتاقی کوچک، نمور، تاریک و خاکستری که چهار نفر در آن می‌خوابیدیم. یکی از بچه‌های فامیل می‌خواست مرا بُکُشد، چون می‌توانستم راه بروم، بدوم و او متاسفانه در تشنج و رعشه‌ی تب از یک پا فلج شده بود. چند وقتی طول کشید تا پدر و مادرم پی و دیوارهای خانه‌ی خودمان را بالا بردند. مادر، پدر، یکی از دایی‌هام و آقای نعمتی …

ادامه‌ی مطلب

وداع با دستفروشان خیابان انقلاب

بعضی دوستانی که نیستند یا از نزدیک شاهد ماجرا نیستند، ممکن است خیلی راحت بیفتند به خیالبافی یا سوء تعبیر. خیال کنند راستهٔ انقلاب همان راستهٔ سابق است و دستفروش‌هایش همان دستفروش‌ها. خبر کوتاه است: با آن تصور وداع کنید. بیشترِ دستفروش‌های فعلی، دستفروش‌های یکه‌وتنهای سابق نیستند؛ همان دستفروش‌هایی نیستند که کتاب‌های ممنوع و نیست‌درجهان را با هزار ترس و دردسر بساط می‌کردند. آن‌ها، اگر هنوز باشند، امروز دیگر جرأت نمی‌کنند در راستهٔ انحصاریِ گَنگ‌های تازه‌تأسیسِ قاچاق کتاب، بساط کنند. …

ادامه‌ی مطلب

از برتولت برشت تا توماس مان | اشپیگل

چندی پیش دو جلد ویژه‌نامه با عنوان «ادبیات جهان در آینه» توسط نشریه اشپیگل و به‌صورت کتاب الکترونیکی عرضه شد. در آنها پرونده‌هایی را که برای ادیبان مختلف در بعضی شماره‌های این نشریه کار شده و عکس آن ادیبان هم روی جلد نشریه آمده است، گردآوری کرده‌اند. بیشتر این ادیبان هنگام چاپ نشریه در قید حیات بوده‌اند. همچنان که گردآورنده در مقدمه خود ذکر کرده است، نام نویسندگان این مقالات مشخص نیست. با این احوال تصویری زنده و نسبتاً جامع …

ادامه‌ی مطلب

کوتاه، درباره‌ی «بوطیقا و سیاست» | مجتبی عبدالله‌نژاد

یکی دو ماه پیش خواستم یادداشتی بنویسم دربارۀ کتاب «بوطیقا و سیاست» در شاهنامه تألیف آقای محمود امیدسالار. ننوشتم. بعد قرار شد نقد مفصلی بنویسم و کتاب را از جهات مختلف معرفی کنم. بعد دیدم معرفی کتاب، از همه جهات، ممکن نیست. این کتابی است پر از اشکال. فکت‌های آن اشکال دارد. مبانی نظری آن اشکال دارد. نتایجی که گرفته اشکال دارد. چطور می‌توان کتابی را که سراسر اشکال است معرفی کرد؟ اگر نویسنده کتاب کس دیگری غیر از آقای …

ادامه‌ی مطلب

در هجو هستی | مجتبی عبدالله‌نژاد

حافظ در ظاهر هیچ کس را هجو نکرد. در شعر او هجو به معنای متعارف وجود ندارد. دو سه باری که دشنام می‌دهد و شعر او لحن هجو پیدا می‌کند، راجع به صوفیه حرف می‌زند: «کجاست صوفی دجال‌فعل ملحدشکل/ بگو بسوز که مهدی دین‌پناه رسید» و در جای دیگر: «صوفی شهر بین که چون لقمۀ شبهه می‌خورد/ پاردمش دراز باد این حیوان خوش‌علف». ولی از جهتی کل شعر او چیزی نیست، جز هجو هستی. جز سبسکری و بازیگوشی و دست …

ادامه‌ی مطلب

گفتگو با پابلو نرودا | پاریس ریویو

‌ ‌ ‌‌ ‌پابلو نرودا، شاعر بزرگ شیلیایی، می‌گوید اگر دو گزینه پست ریاست جمهوری و اهدای جایزه نوبل را برای او روی میز بگذارند، بلند می‌شود و پشت میز دیگری می‌نشیند. او شاعری پرحاشیه بود که حاشیه‌های زندگی‌اش بعد از مرگ نیز تمام نشد. مخالفانش همیشه به او حسادت می‌کردند. خوش می‌گوید: «میراث بدی از اسپانیا به ما رسیده است. اصلا تحمل نداریم ببینیم مردم مشهور شوند یا در زمینه‌ای متمایز شوند.» او شاعری بود که ۵۰ سال بی‌وقفه …

ادامه‌ی مطلب

من دیگری است | فرانسیس پونژ

من دیگری است – کشف اخیر آدمی است که درباره خویش انجام داده است تا زندگی را دشوار کند و به نگرانی‌های خویش بیفزاید. آیا این همان چیزی است که درباره خویش به آن اعتقادداری؟ مرا به خنده می‌اندازی. بگذار برایت شرح بدهم که تو کیستی. تو قربانی تاریخی(مارکسیسم). تو توده‌ای از عقده‌هایی(فروید). تو یک جنایتکاری، یک خائن شهوانی، یک بورژوای کوچک(بلشویسم). دراین‌باره کاری از دست ‌تو ساخته نیست. تو گناهکاری (تمام مذاهب). باید به تخریب و نابودی خویشتن امیدوار …

ادامه‌ی مطلب