قالب وردپرس درنا توس

آخرین نوشته ها

آثار آلبرتو جیاکومتّی | فرانسیس پونژ

  آدمی و تنها آدمی به ریسمانی کاسته شده است – در حال فرسودگی – بدبختی جهان – او که با آغاز کردن از هیچ در جستجوی خویشتن است. از هیچ به هست آمده – از سایه‌ها. برای کیست که جهان بیرونی بالا و پستی ندارد؟ بر ای کیست که آدمیزادگانی همزاد و همتای او ظاهر می‌شوند؟ بیمار، نحیف، عریان، خسته، فروبسته، بی‌هیچ دلیلی مناسبی به دیگران رو کرده، فردیت به ریسمانی کاسته است. می‌خواهد معنای آدمی را دریابد. آدمی …

ادامه‌ی مطلب

زن از نگاه مرد، در هنر و آفرینش | اکرم پدرام‌نیا

■ وقتی به مجسمه‌ی الهه‌ها و یا به تصاویر زنان از نقاش‌های بزرگ می‌نگریم، حتا کمی عقب‌تر، وقتی تصاویر نقش‌بسته‌ی زنان بر ظروف باقی‌مانده از دوران باستان یا از روزگار انسان غارنشین را می‌بینیم، تا زنان نقش‌گر در هالیوود امروز، در همه‌ی آن‌ها یک چیز مشترک می‌یابیم، و آن طراوت و شادابیِ پیش‌بلوغ و بلوغ و زیبایی بی‌عیب و نقص تعریف‌شده از دیرباز است. همه‌ی آن‌ها از نظر ظاهر، پیچیدگی ماهیچه‌های بازو و ران، سفتی برجستگی‌های بدن، خطوط بیرونی چهره، دور …

ادامه‌ی مطلب

دربارهٔ کلمهٔ سرخ‌پوست؟ | اکرم پدرام‌نیا

■ تا کنون به کلمه‌ی سرخپوست (سرخ‌پوست) فکر کرده‌اید؟ گویندگان و نویسندگان فارسی‌زبان، در زبان گفتار و زبان نوشتار، اعم از کتاب‌ها و فیلم‌نامه‌های سینمایی و تلویزیونی و نوشته‌های کوتاه و بلند در فضاهای مجازی و روزنامه‌ها، هنگام یاد کردن از ساکنان اولیه‌ی آمریکا و کانادا هم‌چنان از کلمه‌ی سرخپوست استفاده می‌کنند، ولی شاید ندانید که این اسم در نظر خودِ این مردم اهانت‌بار است و مبنای نژادپرستی دارد. وقتی در مدت زمان سه هفته، واژه‌ی سرخپوست را در سه …

ادامه‌ی مطلب

عبارتی و اشارتی | به جای سرمقاله

۱. آنتونیو گاموندا، در جایی می‌نویسد: «شعر پس از کتابت، دیگر به قلمرو عمومی تعلق دارد، دیگر در تملکِ شاعرش هم نیست.» در همین جمله توقف می‌کنم تا در به روی پرسش‌هایی بگشایم که بنای«خانه‌ی شاعران جهان» بر آن‌ها استوار است. می‌گویم پرسش‌ها، چرا که هرگز نمی‌توان بر پاسخ‌ها، خانه‌ای بنا نهاد. لئوپولد استاف، شاعر لهستانی درست پس از پایان جنگِ جهانی دوم نوشت: «بر سنگ بنا کردم، فروریخت. بر صخره بنا کردم و فرو ریخت. حالا که خانه‌ای بنا …

ادامه‌ی مطلب

روایتِ سقوط و تعالی

۱. نوشتن به نام دیگری، یکی از تکنیک‌های قدیمی تاریخ نوشتار است. خوان خلمن، آن‌را «نوشتن با جابجایی ذهنیت» می‌نامید. یکی از مهم‌ترین دفترهای شعر خلمن، «شعرهای سیدنی وست» نام دارد که به نظر می‌رسد ترجمه‌ی اسپانیولیِ شاعری‌ست از آمریکای شمالیِ انگلیسی‌زبان. خلمن، کتاب را با این کلمات از یک شاعر ناشناس چینی آغاز می‌کند: «ترجمه، خیانت ‌است آیا؟ شعر، ترجمه است آیا؟» با همین پرسش، خلمن شاعری را خلق می‌کند که پیش از او در انگلیسی و اسپانیایی وجود …

ادامه‌ی مطلب

شارل فوریه و فارسیِ زبان‌بسته

[مدت‌ها] یکی از طرح‌های محوری‌ام ترجمه و انتشار متن‌هایی از و درباره‌ی شارل فوریه بود. تقریباً همه‌ی کسانی که من آن‌ها را همولایتی‌های فکری خودم نامیده‌ام و از آن‌ها متن یا متن‌هایی به فارسی ترجمه کرده‌ام با شدت‌های متفاوت تأثیرپذیرفته از آرا و آثار شارل فوریه بوده‌اند. از جمله سیتواسیونیست‌ها و مشخص‌ترین‌شان رائول ونه‌گم. از سویی دیگر، پرداختن به مشکلات و کاستی‌های زبان فارسی، به ویژه برای من در موقعیت یک مترجم، یکی از دغدغه‌های بنیادینِ مطرح‌شده در بیشتر نوشته‌هایم …

ادامه‌ی مطلب

صوراسرافیل و مارکسِ شیپورچی

پیش از این در نوشته‌هایم از دوستی به نام پاتریک مارکولینی یاد کرده و از او متن‌هایی نیز ترجمه کرده‌ام؛ به‌ویژه مقاله‌های «در شناختِ رادیکالیته» و «به‌سوی یله‌گردی از طریق روان‌جغرافیا». او که سرپرستی مجموعه‌ای به نام versus در انتشاراتِ L’échappée را برعهده دارد، پیوسته لطف می‌کند و از کتاب‌های منتشرشده‌شان برایم می‌فرستد. چهار کتابی که تازگی‌ها برایم فرستاده هرکدام ارزشی ویژه دارند و همگی در چشم‌انداز یگانه‌ای جا می‌گیرند. برای اطلاع دوستان علاقمند به این‌گونه آثار، و احتمالاً برانگیختنِ علاقه‌ی …

ادامه‌ی مطلب