قالب وردپرس درنا توس
خانه / شعرها / فراری

فراری


اعدام یوزف رایگر، افسر توپخانه‌ی شوروی در مائوتهائوزن

این شعر، سومین شعر یاکووُس کامبانلیس در وصف اردوگاه کاراجباری مائوتهائوزن است. اردوگاه مائوتهائوزن با سی‌و‌شش هزار اعدامی در مدتی قریب به پنج سال، بالاترین تعداد اعدامی‌ها را در میان اردوگاه‌های کار اجباری رایش سوم در طول جنگ جهانی دوم داشت. اسرای جنگی روس، فراریان و کسانی که از کار سر باز می‌زدند محکوم به اعدام می‌شدند. در نامه‌ای که به امضای هیتلر در این مورد وجود دارد، تاکید شده است که از اعدام اسرای جنگی آمریکا و انگلستان خودداری شود. اردوگاه مائوتهائوزن، اردوگاه کار اجباری بود و بر اساس معاهده‌ی ژنو، زندانیان جنگی نمی‌بایست در آن نگهداری می‌شدند. پس از حمله‌ی ارتش نازی به شوروی در ژوئن سال ۱۹۴۱، بخشی که سابق بر آن، زمین ورزشی کارکنان اردوگاه بود نیز تبدیل به اردوگاه شد تا اسرای شوروی را در آن بخش نگهداری کنند.

ترجمه‌ی این شعر تقدیم به امیر چمنی رفیق نازنینم در تبریز:

 

یانوس بِر، همان که از شمال آمده است

سیم‌خاردار را برنمی‌تابد

دلش را به دست می‌گیرد، بال در می‌آورد

و از میان روستاهای دره می‌گریزد.

 

«بانوی مهربان، تکه‌ای نان به من بده

چند تکه لباس که تن‌پوشم را عوض کنم

راه دوری در پیش رویم است.

باید بر فراز دریاچه‌ها پرواز کنم.»

 

هر جا که می‌رود، هر جا که می‌ماند

وحشت و ترس همه را فرا می‌گیرد

صدای سهمگینی برمی‌آید

«از فراری، بگریزید.»

 

«مسیحیان، من قاتل نیستم.

دیو نیستم که طعمه‌ام شوید.

من از بند گریخته‌ام

تا به خانه‌ام بازگردم.»

 

آه! عجب تنهایی مرگباری

در سرزمین برتولت برشت

یانوس به اس‌اس‌ها سپرده

این شعر، سومین شعر یاکووُس کامبانلیس در وصف اردوگاه کاراجباری مائوتهائوزن است. اردوگاه مائوتهائوزن با سی‌و‌شش هزار اعدامی در مدتی قریب به پنج سال، بالاترین تعداد اعدامی‌ها را در میان اردوگاه‌های کار اجباری رایش سوم در طول جنگ جهانی دوم داشت. اسرای جنگی روس، فراریان و کسانی که از کار سر باز می‌زدند محکوم به اعدام می‌شدند. در نامه‌ای که به امضای هیتلر در این مورد وجود دارد، تاکید شده است که از اعدام اسرای جنگی آمریکا و انگلستان خودداری شود. اردوگاه مائوتهائوزن، اردوگاه کار اجباری بود و بر اساس معاهده‌ی ژنو، زندانیان جنگی نمی‌بایست در آن نگهداری می‌شدند. پس از حمله‌ی ارتش نازی به شوروی در ژوئن سال ۱۹۴۱، بخشی که سابق بر آن، زمین ورزشی کارکنان اردوگاه بود نیز تبدیل به اردوگاه شد تا اسرای شوروی را در آن بخش نگهداری کنند.

ترجمه‌ی این شعر تقدیم به امیر چمنی رفیق نازنینم در تبریز:

 

یانوس بِر، همان که از شمال آمده است

سیم‌خاردار را برنمی‌تابد

دلش را به دست می‌گیرد، بال در می‌آورد

و از میان روستاهای دره می‌گریزد.

 

«بانوی مهربان، تکه‌ای نان به من بده

چند تکه لباس که تن‌پوشم را عوض کنم

راه دوری در پیش رویم است.

باید بر فراز دریاچه‌ها پرواز کنم.»

 

هر جا که می‌رود، هر جا که می‌ماند

وحشت و ترس همه را فرا می‌گیرد

صدای سهمگینی برمی‌آید

«از فراری، بگریزید.»

 

«مسیحیان، من قاتل نیستم.

دیو نیستم که طعمه‌ام شوید.

من از بند گریخته‌ام

تا به خانه‌ام بازگردم.»

 

آه! عجب تنهایی مرگباری

در سرزمین برتولت برشت

یانوس به اس‌اس‌ها سپرده

روانه‌ی اعدام می‌شود.

درباره‌ی آرمین نیکنام

Avatar

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

این سایت از اکیسمت برای کاهش هرزنامه استفاده می کند. بیاموزید که چگونه اطلاعات دیدگاه های شما پردازش می‌شوند.