سی و هفتم: لحظه‌ی احترام

اثری از‫:‬ ,

از پدربزرگم دو چیز را به یاد دارم
شلوار نخ‌نما و اینکه چگونه هر روز
ساعت جیبی‌اش را دو دقیقه جلو می کشید

وقتی از او پرسیدم که چرا باید چنین دقیق زمان را بداند
گفت یک تاجر، می تواند مالی را ببازد
اگر به قرارش دو دقیقه دیر برسد

وقتی از دنیا رفت دو پیپ از جنسِ کف دریا(۱)
و سکه ای طلا که به زنجیری بود باقی گذاشت
کسی پیپ‌های از کفِ دریا را دور انداخت
و سرِ سکه بگو مگو شد.

روز خاکسپاری‌اش ساعت‌های کلیسا به صدا درآمدند
او را به خاک سپردند
و همه‌ی فامیل دو دقیقه ساعتشان را جلو کشیدند.

 

۱) کف دریا نوعی مرجان است.

 

یادداشت خود را بفرست

لطفن اسم خود را وارد کنید

ورود اسمتان ضروری است.

لطفن یک ایمیل واقعی وارد کنید

یک آدرس ایمیل ضروری است

پیام خود را وارد کنید

Persian Anthology of World Poetry © 2017 تمام حقوق محفوظ است.

تمام حقوق برای خانه‌ی شاعران جهان و مترجمان سایت محفوظ است.