سی و دوم: سنگ سیاه بر سنگ سپید

اثری از‫:‬ ,

زیر بارانی تند در پاریس خواهم مرد،
در روزی که همین حالا می‌توانم تصور کنم.
در پاریس خواهم مرد… و مرا نمی‌رنجاند…
شاید در پنجشنبه‌ای، مثل امروز، در پاییز.

پنجشنبه خواهد بود چرا که امروز هم پنجشنبه است،
همین حالا که دارم این سطرها را می‌نویسم،
شانه‌هایم زیر بار آن است.

هیچ‌وقت مثل امروز، روی برنگرداندم،
و در راه تنها نبودم.

«سزاروایه‌خو» مرده است… بر سرش ریختند
و با آن که کاری به کارشان نداشت
همگی با ترکه و طناب بر تنش کوبیدند.

و شاهدان این ماجرا،
پنجشنبه‌ها، شانه‌های خردشده،
تنهایی، باران و جاده‌ها هستند…

 

نگاه کنید به شعر سی و سوم: تغییراتی در متنی نوشته‌ی سزار وایه‌خو، زیر بارانی تند در پاریس خواهم مرد

2 total comments on this postنظر شما چیست؟
  1. مودب عزیز….

  2. تنهایی،باران و‌جاده ها

یادداشت خود را بفرست

لطفن اسم خود را وارد کنید

ورود اسمتان ضروری است.

لطفن یک ایمیل واقعی وارد کنید

یک آدرس ایمیل ضروری است

پیام خود را وارد کنید

Persian Anthology of World Poetry © 2017 تمام حقوق محفوظ است.

تمام حقوق برای خانه‌ی شاعران جهان و مترجمان سایت محفوظ است.