قالب وردپرس درنا توس
خانه / شعرها / بی خوابی | جوزپه اونگارتی

بی خوابی | جوزپه اونگارتی


به تمامی شب

کنار پیکر رفیق کشته شده‌ام
دراز کشیدم.
صورتش رو به قرص ماه
با دهانی درهم‌شکسته و
دستانی خشکیده از مرگ،
به سکوتم رخنه کرد
و من آن شب
نامه‌های عاشقانه‌ی بسیاری نوشتم

هیچ‌گاه‌ چنین
دلبسته‌ی زندگی نبودم.

درباره‌ی مهدیه رحمتی

Avatar

پاسخی بگذارید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

این سایت از اکیسمت برای کاهش هرزنامه استفاده می کند. بیاموزید که چگونه اطلاعات دیدگاه های شما پردازش می‌شوند.