قالب وردپرس درنا توس
خانه / شعرها / تبعید

تبعید




در این قریه‌ی وحشی، که قیصر تو را بدان تبعید کرده است
بر دامنه‌های مردابی، در مسیر آدژیر
و پیشانی‌ای تکیده بر برف نو
هر روز عصر، به‌آرامی، می‌آیی و می‌تکی

جوانی‌ات را و روستای دل‌انگیزت  را به یاد می‌آوری
و کشیش سرخ پوش با خادمین سپید جامه
و حسرت خورشید لاتین، روشنت می‌سازد
آسمان، افق نگاه توست به سابینولای غمگین

أنسوی دروازه، هفت لکه‌ی سپید، می‌تلالوند
عقاب‌های جا مانده باز می‌گردند
و در خیال آشنایت آرام می‌گیرند

تنها و بی‌میل، بی‌امید به نوع بشر
ره به سوی کوه‌های آشنا می‌بری
آنجا که خدایان نزدیک، تو را به سوی رم هدایت می‌کنند

درباره‌ی آرمین نیکنام

Avatar

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

این سایت از اکیسمت برای کاهش هرزنامه استفاده می کند. بیاموزید که چگونه اطلاعات دیدگاه های شما پردازش می‌شوند.