قالب وردپرس درنا توس
خانه / شعرها / بهار

بهار


در این صبح گاهان
که تکه ای از خورشید
در پشت بام خانه ها
ایستاده ست
از پر
سبک تر می شوم

درونم پر از ترانه ها
پر از غوغای پرندگان
آوازخوانان به راه می افتم
سری دارم
پر از سودا
که در آسمان می چرخد

منِ ساده
فکر می کنم که روزها
همیشه اینگونه زیبا
پیش خواهند رفت
و صبح همه ی روزها
اینگونه “بهار” خواهد بود

نه کار و بار
و نه بی پولی ام
هیچ کدام در خیالم نیست

با خود می گویم؛

کاری با دردها ندارم
به شاعر بودنم
می بالم
و
آسوده ام

درباره‌ی سیامک تقی‌زاده

Avatar

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

این سایت از اکیسمت برای کاهش هرزنامه استفاده می کند. بیاموزید که چگونه اطلاعات دیدگاه های شما پردازش می‌شوند.