قالب وردپرس درنا توس
خانه / شعرها / از دست رفته

از دست رفته


گمگشته گام برمیدارم
بانوی من
از میان مردمان

بی تو
بی من
بی وجود
بی خدا
بی هستی

بی تو
زانسو که تو را با من کاری نبود

بی من
زانسو که جایت در برم خالیست

بی وجود
زانسو که در نبودت، برای بدرود خواندن حتی؛ هیچ نیست.

بی خدا
زانسو کز فرط جستنت؛ روحم خدا را ز یاد برد

بی هستی
زانسو که بر آنچه زیسته ام؛  هزار مرگ مرا به باشد
که هیچ دردی  نبوده است، چنین جانکاه و غریب

ز تو، به چه بندی آمده ام
زین بند، چه جانی سپرده ام
و زین جان سپردن؛ تو چه بی ملال رفته ای.

درباره‌ی آرمین نیکنام

Avatar

پاسخی بگذارید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

این سایت از اکیسمت برای کاهش هرزنامه استفاده می کند. بیاموزید که چگونه اطلاعات دیدگاه های شما پردازش می‌شوند.