قالب وردپرس درنا توس
خانه / شعرها / پیغام

پیغام


درى که یکى گشوده
درى که یکى بسته
صندلى‏‌یى که یکى بر آن نشسته
گربه‏‌یى که نوازش شده
میوه‏‌یى که یکى به دندان فشرده
نامه‌‏یى که یکى خوانده
صندلى‌‏یى که یکى به کنار افکنده
درى که یکى گشوده
جاده‏‌ئى که یکى بر آن مى‏‌دود
جنگلى که یکى از آن می‌گذرد
رودى که یکى خود را در آن می‌افکند
بیمارستانى که یکى در آن مُرده است.

درباره‌ی احمد شاملو

Avatar

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

این سایت از اکیسمت برای کاهش هرزنامه استفاده می کند. بیاموزید که چگونه اطلاعات دیدگاه های شما پردازش می‌شوند.