تو را می خوانم

اثری از‫:‬ ,

هر آنچه بود
گذشت
دیگر به آن نمی اندیشم

اولین عشق بازی ام
با کدامین زن بود؟
آن تن نامعلوم
که در آغوش کشیدم

آیا استخوان های پشت اش

برجسته بود؟
آیا در بوسه هایش
خنکای باغچه ای تازه آب داده شده
ملموس بود؟
خاطره ها را سال هاست
که گم کرده ام

هر روز ذره ذره
دارم از فصل ها
پاک می شوم
از صفحه ها
از داستان ها

انگار
فقط عطری فرار بوده ام

اما می داند که هنوز
توان مردن نداریم
در زردی برگ شاخه ها
در تیرگی چشمه های خشکیده
آوازی لاجوردی
هنوز به گوش می رسد

تو را می خوانم
بیا و با شعله هایت
مرا بیازما
و بگو

این نابودی ست
یا اقبال؟

یادداشت خود را بفرست

لطفن اسم خود را وارد کنید

ورود اسمتان ضروری است.

لطفن یک ایمیل واقعی وارد کنید

یک آدرس ایمیل ضروری است

پیام خود را وارد کنید

Persian Anthology of World Poetry © 2017 تمام حقوق محفوظ است.

تمام حقوق برای خانه‌ی شاعران جهان و مترجمان سایت محفوظ است.