قالب وردپرس درنا توس
خانه / شعرها / می خواهم باران شوم ببارم رویت- روبرت رورابک

می خواهم باران شوم ببارم رویت- روبرت رورابک


می خواهم باران شوم ببارم رویت
بر روی یک گل وحشی
تا باز کنم دلیل تازه ای فرا رویت
همه زنبورهای پیر را متواری کنم
و گرده افشانی کنم در رختخوابت
می خواهم همه مردان جعلی را بترسانم از دور و برت
آنهایی که فقط می توانند جلوی خورشید را بگیرند
آنوقت فقط من و توئیم در مرغزار
خرگوش ها در لانه اند
علف ها مرطوبند و آماده تعظیم
جنگل دمغ و خواب آلوده ست
و در مرغزار
من خم می شوم و به گلبرگ هایت
بوسه ای آبدار می دهم
و همه چیز را به پای تو می ریزم
و می گذارم مادگی ات را در دهانم بریزی
همچنان که شهدت را می مکم
و تقریباً تو را گلچین می کنم
اما دور نمی برمت
فقط تا حدی تو را می کشم
تا بتوانی حس کنی
ترک کردن ریشه هایت را
تا به تو امکان بدهد بچشی و بو بکشی
جهان مرا در آسمان
آنوقت دیگر
تو می توانی از دنیای دون برگردی
با ماوراء
حبابهای روی لبهایم
آنوقت زانوانم را
برای تو می اندازم
برای گلی در باران.

درباره‌ی غزل برهانی

Avatar

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

این سایت از اکیسمت برای کاهش هرزنامه استفاده می کند. بیاموزید که چگونه اطلاعات دیدگاه های شما پردازش می‌شوند.