اولین برف کرهنسون

اثری از‫:‬ ,

 

 
به: آلان
 پس این
همان هدیه ای ست که جهان به من داده
(تو به من داده ای)
 
 
 
برف
آرام آرام؛
شکل کاسه می گیرد
در گودال های کم عمق
گهگاه می خوابد بر بستر برکه
و گاهی خودش را جفت می کند
 با شمع های بلند سفیدم
که پشت پنجره ایستاده اند
و در غروب خواهند سوخت
 
وقتی که برف
دارد پر می کند دره هایمان
این چاله های کوچک  را
هیچ دوستی
گذرش هم به آن پایین ها نمی افتد
هیچ کدام از آن همه؛
 در حالی که برنزه بر می گردند از مکزیک
از دشتهای آفتاب سوز کالیفرنیا؛ جام به دوش
 
 همگی پراکنده اند
یا مرده اند یا خفته در سکوت
و یا از هم پاشیده و خراب از جنون
هرجند با همان درخشندگی خیره کننده
در اولین دیدار مشترک
 
و این هم هدیه ی توست
سکوتی سفید
که دارد شکاف های زندگی ام را
پر می کند شاید.
 
 
2 total comments on this postنظر شما چیست؟
  1. درود بر مسئول سایت. مدت زیادی می شود نام کاربری و رمزم را برای درج ترجمه هام گم کرده ام
    ممکن است آن را برای بنده بفرستید؟

    سپاس فراوان

  2. باسلام واحترام.
    دانش آموخته ادبیات هستم.به اتفاق وارد سایت شدم بسیاراستقاده کردم

یادداشت خود را بفرست

لطفن اسم خود را وارد کنید

ورود اسمتان ضروری است.

لطفن یک ایمیل واقعی وارد کنید

یک آدرس ایمیل ضروری است

پیام خود را وارد کنید

Persian Anthology of World Poetry © 2017 تمام حقوق محفوظ است.

تمام حقوق برای خانه‌ی شاعران جهان و مترجمان سایت محفوظ است.