اعتراف

اثری از‫:‬ ,


در انتظار مرگ
چون گربه ای
که می جهد
بر بستری

لبریزم از اندوه
به خاطر همسرم

می بیند
این جسم خشک و بی روح را
یک بار تکانش می دهد
و دوباره شاید

«هانک!»

هانک پاسخی نمی دهد.

نگرانیم از مرگ خویش نیست
از مرگ اوست که
 تنها مانده 
با این توده ی هیچ.

با این وجود
می خواهم بداند
تمام آن شبهایی که
کنارش آرمیده ام

حتی جدلهای بیهوده مان
همه و همه
زیبا و باشکوه بوده اند

و اینک می توان گفت
کلمات دشواری را
که همیشه از بیان شان هراس داشته ام:

دوستت دارم.

یادداشت خود را بفرست

لطفن اسم خود را وارد کنید

ورود اسمتان ضروری است.

لطفن یک ایمیل واقعی وارد کنید

یک آدرس ایمیل ضروری است

پیام خود را وارد کنید

Persian Anthology of World Poetry © 2017 تمام حقوق محفوظ است.

تمام حقوق برای خانه‌ی شاعران جهان و مترجمان سایت محفوظ است.