قالب وردپرس درنا توس
خانه / شعرها / ارواح مردگان

ارواح مردگان


روح تو خود را تنها خواهد یافت
در اندیشه های مبهم سنگ قبری سرد
کسی از انبوه مردم
به آن لحظه ی پر رمز و  راز تو نمی نگرد.

در خلوت خویش آرام بگیر
مپندار که این تنهایی ست
چراکه ارواح مردگان
پیش از تو نیز در زندگی زیسته اند
در مرگ نیز گرد تو حلقه زده اند
در این آرزو که تو را به تاریکی بسپارند
آرام باش.

گرچه شب آرام است،آشفته خواهد شد
و ستارگان بر فراز اورنگهای با شکوه خود در بهشت
به زمین نخواهند نگریست
با نوری که می تواند امیدی باشد، بر هر چه که میراست
اما هاله ی سرخشان،بی فروغ
رخوت تو را نمایان می سازد
برافروخته و سوزان و چون تبی
که تا ابد رهایت نخواهد کرد.

اینک افکاری که از سر نمی روند
اینک رویاهایی که هرگز محو نمی شوند
و از روح تو می گذرند
چونان شبنمی از چمن.

نسیم ، عطر خدا
و غباری بر فراز تپه
تاریک و مبهم ،بی وقفه
نماد و رمزیست شاید
چه معلق است بر فراز درختان
رازی ست از میان رازها!

درباره‌ی مستانه پورمقدم

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *