قالب وردپرس درنا توس
خانه / شعرها / خودکشی خیالی

خودکشی خیالی


کلیدی را در قفل در می چرخانند ، سپس بیرون می کشند

نامه های قدیمی و پنهان خود را آرام می خوانند

و برای آخرین بار به آن چه که در سر دارند ، می اندیشند.


می گویند: زندگیشان تراژدی بیش نبوده

خدا ! لبخند های هراسناک مردم

اشک ها ، دلواپسی ، دلتنگی آسمانها

خلوت یک منظره.


کنار پنجره می ایستند

و خیره می نگرند به درختان ، کودکان ، تمام طبیعت

به اشتیاق و نیروی مرمرکاران

و خورشیدی که تا ابد غروب خواهد کرد.


«همه چیز تمام شده»
یادداشتی کوتاه ، ژرف و ساده
حاکی از بی میلی و بخشش
به هر کسی که بخواهد آن را بخواند و گریه سر دهد.


به آینه می نگرند،به فرصتی که مانده

شاید حماقت و خطایی بیش نباشد

زیر لب می گویند: « همه چیز تمام شده »

حسی بی انکار

گرچه آن را به وقتی دیگر وا می نهند.
 

درباره‌ی مستانه پورمقدم

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *