روز خونین باران

اثری از‫:‬ ,

آه، روز خونین باران
چه می‌کنی با روح طرد شدگان،
روز خونین اراده به زحمت نگاهی انداخت:
پشت پرده‌های نیین، در باتلاق،
با انگشتان پایت غرقه در درد
به سان حیوانی کوچک و لرزان:
اما تو کوچک نیستی، از لذت می‌لرزی،
روز پشت ردای قدرت اراده،
منجمد و ساکن در باتلاقی که شاید
از این دنیا نباشد، پا برهنه در میانه رویایی
که سِیر می‌کند
از دل‌هایمان به نیازهایمان،
از خشم به هوس: پرده‌های نیین
که باز می‌شوند، کثیفمان می‌کنند، در برمان می‌گیرند.

یادداشت خود را بفرست

لطفن اسم خود را وارد کنید

ورود اسمتان ضروری است.

لطفن یک ایمیل واقعی وارد کنید

یک آدرس ایمیل ضروری است

پیام خود را وارد کنید

Persian Anthology of World Poetry © 2017 تمام حقوق محفوظ است.

تمام حقوق برای خانه‌ی شاعران جهان و مترجمان سایت محفوظ است.