دوست گربه ماهیت

اثری از‫:‬ , ,

اگه قرار بود زندگیمو
به شکل گربه ماهی‌ها
تو چهارچوبای پوست و موهای روی گونه‌ها
ته یه آبگیر بگذرونم
و قرار بود تو
یه بعد از ظهر بیای
وقتی که ماه می‌درخشید
این پایین تو خونه‌ی تاریک من
و اونجا لبِ مرزِ
دلبستگی من بایستی
و فکر کنی: «این جا قشنگه
کنار این آبگیر. آرزو می‌کردم
یکی منو دوست داشت.»
من تو رو دوست می‌داشتم و دوست گربه ماهیِ تو
می‌شدم و همچین افکار غم‌انگیزی رو
از ذهنت دور می‌کردم
و یه دفعه تو
آروم می‌شدی،
و از خودت می‌پرسیدی: «نمی‌دونم ممکنه
گربه ماهی‌ای تو این
دریاچه باشه؟ این جا یه جای بی‌عیب و نقص
برای اونا به نظر میاد.»

یادداشت خود را بفرست

لطفن اسم خود را وارد کنید

ورود اسمتان ضروری است.

لطفن یک ایمیل واقعی وارد کنید

یک آدرس ایمیل ضروری است

پیام خود را وارد کنید

Persian Anthology of World Poetry © 2017 تمام حقوق محفوظ است.

تمام حقوق برای خانه‌ی شاعران جهان و مترجمان سایت محفوظ است.