زمستان

اثری از‫:‬ ,

تنها این تصویر را در برابرم می‌بینم
و از این رو نمی‌خواهم که بگذارم برود
بر بام‌ها اولین برف سال که ما را
در پشت پنجره‌ها زنجیر کرده است
به ناگهان در پایین، ترافیک شهری

قهوه نوشیدیم، پول‌ها را شمردیم
که چطور روزها را با آن سر کنیم
از کشورهای دیگر گفتیم، که آیا آنجا راه بهتری سراغ دارند
و سپس خندیدیم و دوباره نه
که تو دیگر اما نبودی
که من اما دیگر نبودم.

یادداشت خود را بفرست

لطفن اسم خود را وارد کنید

ورود اسمتان ضروری است.

لطفن یک ایمیل واقعی وارد کنید

یک آدرس ایمیل ضروری است

پیام خود را وارد کنید

Persian Anthology of World Poetry © 2017 تمام حقوق محفوظ است.

تمام حقوق برای خانه‌ی شاعران جهان و مترجمان سایت محفوظ است.