قالب وردپرس درنا توس
خانه / شعرها / به بیرون پنجره خم شو

به بیرون پنجره خم شو


به بیرون پنجره خم شو،

مو طلایی،

می شنوم

آوازی دلنشین می خوانی.

 

کتابم بسته بود،

دیگر کتاب نمی خواندم،

رقص آتش

بر کف اتاق را نگاه می کردم.

 

کتابم را رها کرده ام،

اتاقم را ترک کرده ام،

چون آواز خواندن تو را

از میان تاریکی شنیدم.

 

خواندن و خواندن

آوازی دلنشین،

به بیرون پنجره خم شو،

مو طلایی.

درباره‌ی فروغ پرهوده

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *