قالب وردپرس درنا توس
خانه / شعرها / مرگ دخترک در چاه | فدریکو گارسیا لورکا

مرگ دخترک در چاه | فدریکو گارسیا لورکا


تندیس‌ها رنج می‌برند
از چشم‌ها به تاریکی تابوت‌ها
بسی بیشتر اما، از آب‌های بی‌دهانه
آه، بی‌دهانه

شتاب کن، شتاب کن!
از کنگره‌‌ها گذشت، درهم خرد کرد انبوه مردم بساط صیادان را
اینجا، همه‌ی کناره‌ها!، ستاره‌های نرم ، کوآک، کوآک
…بی هیچ دهانه‌ای

خاطرم در آرامش، ستاره‌ها، دایره‌ها، آماج‌ها
اشک‌ها را بر کرانه‌ی چشمان اسب‌‌‌‌ها فراموش کن
… بی هیچ دهانه‌ای

در تاریکی بی هیچ مرزی همه در هم فروشده
بی مرزهای صیقل زده، الماس را انتظار مکش
… بی هیچ دهانه‌ای

هنگام که دیگران بستر آرامش می‌جستند
تو در نبردی بی‌امان می‌تپیدی
… آه، بی هیچ دهانه‌ای

تا ابد، در آن موج‌های نهایی
که تقلای جان و تنهایی محتوم را در خود می‌گیرند
…، بی هیچ دهانه‌ای

بر سکوها آمدند، بیرون از آب
هر نقطه‌ی نوری همچون زنجیری
… بی هیچ دهانه‌ای

شاید چاه، دستان خزه بسته‌ی کوچکش را
موج نامنتظر زلالی معصومیت‌اش را بسوی تو ‌گیرد
… آه، بی هیچ دهانه‌ای

نه، بی هیچ دهانه‌ای. آبی که جریان ندارد
و با گیتارهای بی تارش
با زخم‌ها و خانه‌های کوچک متروکش
می‌نالد

بی هیچ دهانه‌ای
بی هیچ دهانه‌ای.

درباره‌ی علی اصغر فرداد

علی اصغر فرداد

پاسخی بگذارید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

این سایت از اکیسمت برای کاهش هرزنامه استفاده می کند. بیاموزید که چگونه اطلاعات دیدگاه های شما پردازش می‌شوند.