قالب وردپرس درنا توس
خانه / شعرها / مرگ پسر بچه‌ی مجروح | آنتونیو ماچادو

مرگ پسر بچه‌ی مجروح | آنتونیو ماچادو


باز شب است … و چکش‌های تند تب بر شقیقه‌ی کودک
پیشانی‌اش را به‌دستمالی بست‌اند. مادر، پرنده‌ی زرد!
پروانه‌ها، سیاه و بنفش!

بخواب پسرم. و دستان کوچکش را
کنار تخت در دست‌هایش می‌گیرد. آه، گُل آتش!
چه‌ کس باید تو را سرد کند، بگو، گلِ خونِ من؟
عطر سنبل رومی اتاق محقر خواب را پر کرده است.

بیرون، بدر ماه
گنبدها و برج‌های شهر تاریک
هواپیمائی نامرئی می‌غرد

تو خوابیده‌ای، آه شکوفه‌ی شیرین خون من؟
شیشه‌ی پنجره‌ی مهتابی می‌لرزد
آه، سرما، سرما، سرما، سرما، سرما!

درباره‌ی علی اصغر فرداد

علی اصغر فرداد

پاسخی بگذارید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

این سایت از اکیسمت برای کاهش هرزنامه استفاده می کند. بیاموزید که چگونه اطلاعات دیدگاه های شما پردازش می‌شوند.