با چشمی به زخم نشسته

اثری از‫:‬ ,

 

آشفته کسی‌ست
که سقوط جهان را
در رویای خویش پنهان می‌کند

مهربانا!
در چشم‌هایت
اندوه کدام اقاقیا
یادآور دلتنگی‌ست
اکنون که آسمان‌های عاشقانه
تکیه بر نفس‌های من دارند.

پشت صدایم
بارش سبزینه بود و
گمان ساده‌ی باران
اما
شفای قافله
شوکران شد و
گام سپیده مُرد
اگرم فرصتی‌ست
بیاویزم به عشق
که تاریک می‌شوم.

به نگاه نمی‌آیی
به گریه بیا
صدایم گلی‌ست
که سنگسار خواهد‌شد.

تا شیهه‌ی عاشقانه‌ام
خون حماسه دارد
از گفتگوی پل
پنهان نمی‌شود
هیچ بوسه‌ای
کفن از خنکای تو دارم
با چشمی که به زخم نشسته
از کمان گریه
می‌دانم
با دیدن آن ستاره می‌خوانم
اگر کمند شبانه‌ات
طعم سقوط نگیرد. 

دریافت فایل پادکست | Open Player in New Window

یادداشت خود را بفرست

لطفن اسم خود را وارد کنید

ورود اسمتان ضروری است.

لطفن یک ایمیل واقعی وارد کنید

یک آدرس ایمیل ضروری است

پیام خود را وارد کنید

Persian Anthology of World Poetry © 2017 تمام حقوق محفوظ است.

تمام حقوق برای خانه‌ی شاعران جهان و مترجمان سایت محفوظ است.