ای زخم بلند!

اثری از‫:‬ ,

 


آه بانو
کمانه‌ی گیسوت هوای چه می‌کند
اکنون که چشمی
گشوده بر جهان خسروانی‌ی عشق داری
پس
پلک بجنبان و آیند‌گان را بخوان
که زمین‌،
به یمن اندوه تو می‌چرخد.

پذیرا که می‌شوی
تنهایی و
آغوش که می‌گشایی
به زندگی
زیباترین شفا
دیوانگی‌ست
تو که از عشق می‌خوانی
آرام‌تر بخوان
دیری‌ست با دلت
که دیگر
نه کبوتر است و نه سبز
خوانده‌ام
شیطان را بگوی
از جهان چه به سینه می‌بری
جز رازی که تو را پیر می‌کند.

می چرخانَدَم بر این مدار همیشه
غمی که شعله می‌کشد از خم گیسوش
به وقت فضیلت دل
رفتار دل تنگی‌ام
اگر بپوید این پهنه و
ببارد از قفای ابر
شانه می‌بوسم از رفاقت دل‌پذیر زخم
اگرچه من
همینم ،
بر آب
تو آنی که از ستاره می‌ترسد.

در نفس‌هایت صنوبری‌ست
که با دهان گریه می‌خواند
پس
باران را به نام می‌خوانم
و با دیدن اولین پرنده می‌پرم

زخم بلند!
ای زندگی!
طومار دویدنم بیامرز
که چرخشی دل‌فرسای
بر دایره داشته‌ام.

 

دریافت فایل پادکست | Open Player in New Window

یادداشت خود را بفرست

لطفن اسم خود را وارد کنید

ورود اسمتان ضروری است.

لطفن یک ایمیل واقعی وارد کنید

یک آدرس ایمیل ضروری است

پیام خود را وارد کنید

Persian Anthology of World Poetry © 2017 تمام حقوق محفوظ است.

تمام حقوق برای خانه‌ی شاعران جهان و مترجمان سایت محفوظ است.