قالب وردپرس درنا توس
خانه / شعرها / سبز تا طلایی | هیلده دُمین

سبز تا طلایی | هیلده دُمین


راه‌ها خالی خواهند بود، برادر
در برابر خانه‌ام
خانه ای که در آن زندگی می‌کنم
راه‌هایی که نمی‌آیی
و من هرگز تو را در آنها نخواهم دید.

در تاریکی
عبور از اشک‌ها
عبوری طولانی
از روزی که نیامدی
تا روزی که نمی‌آیی.

آیا همچنان در انتظار تو خواهم ماند
بر راه‌های روشن
از لرزش سبز
تا لرزش طلاییِ
برگ‌های بید؟

درباره‌ی علی اصغر فرداد

علی اصغر فرداد

یک دیدگاه

  1. دلم تنگ است، زمانی که من از کوچه های بن بست شما عبور میکنم، این ناتوانی من است که یادت مرا اذیت میکند.
    ای کاش پنجره شما رو بروی بن بس بود.
    تا من بنشینم و انتظار این را بکشم که روزی سر در میاوری از پنجره و من خیره می شوم در چشمان آبی ات چرا دنیا این همه با من نامهربان است.

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

این سایت از اکیسمت برای کاهش هرزنامه استفاده می کند. بیاموزید که چگونه اطلاعات دیدگاه های شما پردازش می‌شوند.