دویدن و دل را گریستن

اثری از‫:‬ ,

 

بر اگر نیاید ماه
اندوه‌ت حکایتی‌ست
اما
از حوصله نیفتی
که روزگار
دهانی فاحشه دارد
به سینه گریه داری و
چاره‌ی آخرم
گر گرفتن است
پس با دل کوچکم
آوازی بزرگ می‌خوانم
به گاه که می‌دانی
در دست‌هایم پرنده‌ای‌ست
که برخاستن انسان را
شهادت می‌دهد
مرگا!
که سپیدی‌ی پیدای صبح
غریبانه می‌گذرد.

گفتگوی ستاره با دَوَران دل
از شتابی‌ست
بر سینه‌گاه من
هنگامی که فضیلت برخاستنم
این دل به سوی که می‌رود ؟
اکنون که صبح‌ها
بر ارتفاع پریشان گریه
آسیمه‌وار می‌آیند
چیست در برابر من
جز شبی که پایان نمی‌پذیرد و
آسمانی که کوتاه می‌شود.

دویدن و دل را گریستن
قصه‌ای‌ست
که همواره تکرار می‌شود. 

دریافت فایل پادکست | Open Player in New Window

یادداشت خود را بفرست

لطفن اسم خود را وارد کنید

ورود اسمتان ضروری است.

لطفن یک ایمیل واقعی وارد کنید

یک آدرس ایمیل ضروری است

پیام خود را وارد کنید

Persian Anthology of World Poetry © 2017 تمام حقوق محفوظ است.

تمام حقوق برای خانه‌ی شاعران جهان و مترجمان سایت محفوظ است.