فرود دشنه میان دو کتف دل

اثری از‫:‬ ,

 

نفس از دویدن‌های پلنگ می‌گیری
آراسته‌تر از شانه‌های بی‌تکلم من
باری
فرودی سزاوار دارد
اندوهی که شبانه می‌آید
از مسیر خاموشی
از روزگاران خسته می‌آیم
و پهلوی شبانه‌ات
ستاره‌ای می‌بینم
بلندتر از زخم سینه
کنیزکی بر جلوخان آب
آسمانی به خدمت شب
غلامی در التزام رکاب
چه هنگامه می‌کند
دل‌تنگی‌ام.

تازیانه می‌زند به گرده‌ی آب
عنکبوتی پیر
که صبح‌های نیامده را تار می‌تند
فرود دشنه میان دو کتف دل
صدای قدیم مرا پاره می‌کند
و چشمی به آرایش بارگاه می‌رود
تا فرو نشیند از ابر
لاشخوری که به منقار دارد
رویای شگفت جهان را
بر کلاله‌ی درد می‌سوزد
دلی که به دندان آتش است
و سرودی که در سپیده تیرباران می‌شود
تا حضور همیشه‌ی خورشید
از زخم‌ها می‌گذرم
و می‌پذیرم
که در گفتگوی آب و آتش هلاک شوم
همین لحظه که گل
کنار شب سیاه می‌شود. 

دریافت فایل پادکست | Open Player in New Window

یادداشت خود را بفرست

لطفن اسم خود را وارد کنید

ورود اسمتان ضروری است.

لطفن یک ایمیل واقعی وارد کنید

یک آدرس ایمیل ضروری است

پیام خود را وارد کنید

Persian Anthology of World Poetry © 2017 تمام حقوق محفوظ است.

تمام حقوق برای خانه‌ی شاعران جهان و مترجمان سایت محفوظ است.