قالب وردپرس درنا توس
خانه / شعرها / زیگورات | هیلده دُمین

زیگورات | هیلده دُمین


از مارپیچ پلکان بالا می‌رویم،
دست در دست،
در بارویی که خود پی افکندیم.

هوا، سبک و سبک‌تر می‌گردد
میان دو قلب دیگرهیچ پرده‌ای نیست
تنها آفتاب از روزنه‌ها، گاه‌ گاه
بر مزرعۀ کهن می‌تابد.

در هر دُور
تو بر زخم‌های من، نمک می‌پاشی
می‌خندی و
مرا می‌بوسی

و اینچنین نوازشگرانه به اوج می رسیم
من،گریان
به سوی آخرین دُور

و اینک بدرود یک کبوتر
پرواز ایکاروس.

درباره‌ی علی اصغر فرداد

علی اصغر فرداد

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *