از رویای زخمی‌ی اندوه

اثری از‫:‬ ,

 

فرو می‌شود از کوه
نیلوفری که غزل به سینه دارد و
تومار آتشین به کف
آفتابی در پیراهنش پنهان بود
که گاوی سیاه
با نوازش گیسوانش
لیس می‌کشید
و دل به حادثه می‌سپرد
گوسفندی که از کنار گرگ
خندان می‌گذشت
آتش در برابرش
خضوعی سپید دارد
و مرگ از پهلوی ارغوانی‌اش
خمیده می‌گذرد
نای بهارانه دارد
که سکته‌ای بزرگ
از حجم نفس‌هاش گذر می‌کند
بی‌که فرو کشد ستاره را
به راز همیشگی!

زبان لحظه نمی‌دانی
پس
با پای کهنه کجا می‌روی؟
وقتی سراسیمه می‌چرخد این آهوی جوان
که دل واپس نفس‌های مرگ‌ست
سودای چه داری‌؟
که در آب‌های غریب
آسمان‌های عاشقانه می‌سپری و
غریبانه ایثار می‌شوی.

از رویای زخمی‌ی اندوه
وقتی فرود می‌آیم
شکل جنون و
بغض قیام دارد
دلم
ولی به خواب من نمی‌آیی
ای روز بلند
که آسمان سینه‌ام
سوگوار ستاره‌ است.

  

دریافت فایل پادکست | Open Player in New Window

یادداشت خود را بفرست

لطفن اسم خود را وارد کنید

ورود اسمتان ضروری است.

لطفن یک ایمیل واقعی وارد کنید

یک آدرس ایمیل ضروری است

پیام خود را وارد کنید

Persian Anthology of World Poetry © 2017 تمام حقوق محفوظ است.

تمام حقوق برای خانه‌ی شاعران جهان و مترجمان سایت محفوظ است.